بابرده له
ورد بیرم...

 

روزهایی را هم

برای خودت زندگی کن


برایِ خودت شاخه گلی بخر

گر شد با عزیزان بو کن
به  دیدن خودت برو

جامه ای نو کن

اندیشه ای نو گیر 
موسیقی مورد ِ علاقه ات را گوش بده

نه تنها گوش دادن آن را بچش
به گلدان تاقچه ی اتاقت آبی بده

با او همراهی کن لبی بزن

به آرامی روی تخت لمی بکش

دو بعد وجودت را از تخت نرم تر کن
به آدمها بی منت لبخندی بزن

تا شاید لحظه از وجودت باشد 
بر سر کودکی دست نوازشی بکش

بر گونه اش بوسه ای جانانه بزن
سرت را رو به آسمان بگیر
و آرام زمزمه کن:

خدا جان دوستت دارم
برگرد به خانه
دوشی بگیر
برای خودت چای دم کن
در آینه نگاه کن
چشمکی بزن و بگو
سلام رفیق..!
حال تنهاییت چطور است؟!
مبادا خودت را از یاد ببری

+++++

هیچوقت نباید به اجبار خندید

گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد

تبسم بعداز گریه،

از رنگین کمان بعداز باران هم زیباتر است..

                                                                         «جرعه ای محبت»

 





نوشته شدهپنج‌شنبه 29 آبان 1393 توسط babrdala
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید