بابرده له
ورد بیرم...

 

 گر نکوبی بر شیشه غم سنگ

 هفت رنگش شود  هفتاد رنگ 



نوشته شدهپنج‌شنبه 09 مرداد 1393 توسط babrdala

دوری از علم به ویژه علم بدون عمل آفتی است پس هرگز وقت را به بطالت ندهیم

و از آن به عنوان گنجی گران بها استاده کنیم زیرا عالمان بسیار روی آن تاکید کرده اند.

«آفَة العِلم الخَلاَء ». (ت/18) : (آفت علم دوری از آن است).

 

 هر آن کس که دانش فرامــــوش کنــد       

                     زبان را بــه گفتار خامـــش کنـــــد    (فردوسی،1375 : 8/118)

قـول را نیست ثوابی،چوعمل نیست برو

             ایزد از بهرعمل کرد تو را وعـده ثواب     (ناصر خسرو،1386: 100)                      

علم را جزکه عمل بنده ندیده است حکیم

                علم را کس نتوانــدکه ببندد به طـناب    (همان : 100)

علم و عـمل ورز که مــــردم به حـشر

                  ز آتش جاویــــد بــدین دو، رهاست     (همان: 112)

جان مردم را دو قوّت بینم از علم و عمل

                 چون درختی کش عمل برگ است وزعلم است بار (همان: 250) 

قول و عـمل چون به هم آمـــد بدانک

                       رسته شدی از تن غــــدّار خـــویش   ( همان : 292)

با عــمل مرعلــم دیـــن را راست دار

                    آن از این کـمتر مکـــن یک خردلــه    (ناصر خسرو،1386: 423)

چـــو دانش جــویــد و دانش پسندد

                      بیامـــــوزد پس آن را کار بنــــــدد   (گرگانی ، 1349: 6)    

هرکه علـــــمی دارد و نبـــــود برآن

                          از طریــق عـــــقل باشــــد برکران    (عطار، 1373: 73)

وگر دانش بــــــــود کردار نــــبود

                         ترا  و دانشــت را بــــار نبـــــــود    (عطار، 1386: 141) 

چــو علمت هست در علمت عمل کن

                          پس از علم و عمـل ، اسرار حـل کـن     (همان: 142) 

کسی کاو دانــــد و کارش نـبنــــدد

                         بر او بگری ، که او بر خــویش خنـدد      (همان: 142) 

قــــول و فعــــل بی تناقض بایـدت

                  تا قبــــول انــدر زمان پیش آیــدت (مولوی، 1389: 720)                                   

تن به جــاه و بــــمال چست شـــود

               دین بعلم و عمـــل درست شـــــود (اوحدی مرغه ای،1340: 590) 

 عـــالمی را که گـفت باشــــد و بس              

                        هرچه گویـــــد نگیرد انــــدر کس   (همان: 73)

علـــــم چــــندان که بیشترخــوانی

                     چـــــون عمـــل در تو نیست نادانی    (سعدی،1382: 146)

نه مـــــحقق بـــــود نه دانشمنــــد

                        چــار پایی بر او کتــــــابی چنــــد   (همان: 146) 

در عمل کــوش و هر چه خـواهی پوش

                          تاج بر ســر نــــه و علـــم بر دوش   ( همان : 55)

گرهـــــمه علم عالـــــمت باشــــد

                         بی عمـــــــل مـــدّعی و کــــذّابی   ( همان : 772)

از من بگـــــوی عالم تفـسیرگـوی را

                         گر در عمـــل نکــوشی نادان مفسّری    (همان: 775)

بار درخت علم نـــــدانم بجز عـــمل

                          با علم اگر عمـــل نکنی شاخ بی بـری    ( همان : 775)

شرف مردم به علم است وکرامت به سجود                                                                                           

                         نیست بی علم وعمل هیچ کس را مقدار   (ابن یمین، 1344: 424)

علم چــــــو دادت ز عــمل سرمـپیچ

                        دانش بی کار نـیــــــرزد به هیــــچ   (جامی ، 1386: 421)

چـــو کسب علم کردی در عمل کوش

                       که علم بی عمل زهـری است بر دوش     (همان : 741)

 بـــــــکار آر علمی که آمـــــوختی

                       مـکش مشعلی را کــــــه افـروختی     (همان : 979) 

چـــــو دانش بسـوی کنش رهبر است

                      کنش مایـــــه ی دانش دیگـــر است    (همان: 979)




نوشته شدهپنج‌شنبه 09 مرداد 1393 توسط babrdala

    شب لیله القدر یکی از شب های بزرگ شال است البته ده شب آخر را شب های لیله القدر

گویند و  لی بیشتر علما بر این باورند که 27 رمضان مهم ترین شب های لیله القدر است که آن

شب برابر هزار  شب ، معادل قزیب 83 سال است . پس در این شبها شب زنده داری ، عبادت ،

نماز ،  دعاو رازو نیاز را  بایستی بیشتر از همیشنه انجام داد و در این شب در راستای تقرب به

درگاه باری تعالی بیشتر جدیّت به خرج دهیم.

گویند ،حضرت عایشه امهات المونین از رسول خدا سوال فرمود در این شب ها بایستی چه

کارکرد؟ پیامبر در جواب فرمودند که در این شب ها دعاکنید:« خدا تو بخشنده و بخشنده پذیر

را دوست داری مرا عفو کن.»

ماه رمضان ماه تلاش و جهاد با نفس است در این مدت چند روزه ماه رمضان  دل آماده و

مجهز و غالب بودن بر نفس را تمرین و ممارست کرده و نفس که خموش شد رحم خدا زیادتر

می شود زیرا خدا راحم است ولی در این موعد رحم خداوند چند برابر می شود هرچه گویم

و عمل کنیم امکان اجابت ان وجود دارد.

آن گونه که خدا محبت دارد ما انشان ها نیز بایستی رحم و محبت داشته باشیم چه بسا

محبت و رحم داشتن به هم نوع خود باعث نجات آن ها می شود آن گونه که صحابه

رسول خدا عمل کرده اند.

لازم است بدانیم  که دوست داشتن خدا باعث قرب به وی خواهد شد. پیامب فرموده اند :

« هر کس این سه مورد داشته باشد شیرنی ایمان را چشیده است.:1- خداو و پیامبر را

بیشتر از دو مورد بعدی دئست داشته باشد.2- انساغنی را دوست داشته باشد ام به خاطر خدا

3- از برگشتن میان بی ایمانان ناراحت شود و احساس کند داخل اتش انداخته شود.»

پس اگر این سه مورد را داشته باشیم طعم و شیرینی ایمان را چشیده ایم.

پیامبر خدا فرمایند در روز قیامت هفت گروه زیر سایه و عنایت و توجه خدا قرار خواهند گرفت.

1-   امام عادل : امامان عدل در ذوز قیامت زیر سایه خدا هستند به ویژه حضرت عمر فاروق (رض)

داسنای است حضرت  عمر در مدینه خسته شده بود. یکی از یاران وی به ایشان گفتند ای خلیفه

شما آسایش نداری . فرمودند آیا اگر در بغداد شتری بلغزد و سوار کار را اذیت کند خدا مرا

بازخواست نمی کند؟.  این اوج عدالت است. یا به سان دیگر خلفای راشیدین.

2- جوانی که جوانی خود را در راه عبادت خدا صرف کند .

3- مردی که دل در مسجد دارد و مشتاق مسجد است . اگر فردی به مسجد علاقه داشته

باشد شاهدین بر ایمان وی شهادت دهند.

4- دو شخصی که به خاطر خدا رابطه دوستی دارند یا دو نفر که به خاطر خدا از هم جدا شوند.

(رفاقت و خصم به خاطر خدا باشد.)

5- مردی که زن صاحب کمال و جمال وی را فرا خواند ولی مرد گوید از خدا ترسم .

( حضرت یوسف در در ترفند زلیخا)

6- شخصی که دست راست وی می بخشد و دست چپ ایشان خبر ندارد . البته اگر به

صورت آشکار باشد و هدف تشویق دیگران به امر خیر باشد پسندیده است.

7- مردی که در خلوت باشد و عشق به خدا و پشیمانی باعث سرازیر شدن اشک از چشمان وی شود.   




نوشته شدهپنج‌شنبه 02 مرداد 1393 توسط babrdala

 برای رشد تعالیم انسانی ارتباط عناصر چهارگانه , خود ,خدا, خلق ,خلقت, لازم وضروری است

که در نوع ارتباط بر هم امری اجتناب ناپذیرند. پرداختن جزی به همه موارد موضوع را به تفصیل

می کشاند .لذا دراین باب تنها به ارتباط باخلق که خود دو نوع است . یکی مادی ودیگری معنوی

که خودگزینه ی دوم دو نوع است, با تکلم و صامت. با تکلم می تواند مانند غیبت و... بدون تکلم

می تواند احترام گذاشتن  به بزرگ تر ها و کوچک ترها باشد.

 عبدالله بن مسعود نقل کنند که رسول خدا قبل از نماز جماعت سه بار تکرار می کرد:"در نماز

جماعت ان های که مرد و صاحب عقل درایت هستند  بعد از من قرار گیرند"" واجب نیست که

حتمامرد باشد اماپیران و اگاهان در صف اول باشند بهتر است .علما این نوع رفتار را واجب

می دانند. در زمانرسول خدا خودش صف ها را مرتب می کرد. در زمان خلیفه اول ودوم نیز

ترتیب صف , مرد,بچه, زن ها بودندگویند در جنگ خیبر دو صحابه بودند . از هم جدا شدند یکی

از انها شهید شدند .دیگری با عموزاده نزد رسول خدابازگشتند . ان که کوچک تر بود شروع

به حرف زدن و تعریف واقعه پرداخت. رسول خدا فرمودنداجازه دهند همراه بزرگ تر واقعه

راتعریف کنند.

پیامبر در جنگ احد که شهدا را دفن می کردند دو نفر را در یک گور قرارمی دادند, فرمودند

"" کدام قران را بیشتر می دانداول او را دفن کنند.  ابن عمر""پیامبر فرمودند. در خواب دیدم

که در قبر سواک می زدند. دو مردباتفاوت سنی. خواستم اول به کوچکی بدهم گفتند:

اول به بزرگ تر بدهم.

در صف نماز علما بر این باورند اگر صف اول نماز همه بچه بودند بگذذارید به همان شیوه

نماز برگزار شود

زیرا صف اول بودن سنت نیست . لذا اکر احترام بزرگ ترها رعایت شود نیکوتر است.

تلمذی""هر جوانی به پیری احترام بگذارد در پیری برای اوکسی تعیین می شود تا

به وی احترام گذاشته شود.

حدیثی است با این مضموم"" خداوند با حیا و ستار است خداوند شرم می کند

از عذاب موی سفید"".

 

 

 




نوشته شدهچهارشنبه 01 مرداد 1393 توسط babrdala

 یکی از مسایل انسانی و ادیانی اعتدال و میانه روی است . اعتدال و میانه روی در امور دنیوی و دینی لازم است .

اعتدال و میانه روی در دین و امور زندگی، زندگی را سبز و جذاب می کند.

در کتب ادیان آسمانی هم آمده است :« من شما را امت وسط قرار داده ام». 

باره ها رسول خدا صحابه را به خاطر تند روی سرزنش کرده است . گویند صحابه ای زخمی شد دیگر صحابه

  وی را ملزم  به غسل  با آب کردند این امر باعث عفونت و مرگ ان صحابه شد . پیامبروقتی مطلع شدند به

سبب  تندی که در خصوص انجام فرایض دینی در حق آن صحابه نمودند ناراحت شدند زیرا  تندی در دین

را وسیله مرگ صحابه قرار دادید.  

داستان سوره بقره (گاو) نیز بنای تندی و بهانه گیری دینی بوده است . یهودی شخصی را به قتل در می آورند

نزد حضرت موسی رفته و مشخص شدن قاتل را از وی طالب شدند . فرمودند گاوی را بکشید و  تکیه گوشتی

 از وی را بر بدن وی بکشید زنده شود و نام قاتل را بگوید. یهودی ها برای قیافه ، رنگ ، سن و سال ، اندازه و ...

از حضرت موسی بهانه می خواستند و مشخره می کردند. وی نیز با وحی های نازل شده بر وی جوابگوی آن ها

می شد. تا این که به مراد خود رسیدند و گاوی که آن مشخصه ها را داشت مهیا و کشتند و تکیه ای بر بدن وی

مرده مالیدند و زنده شد و قاتل را شناساند.

این داستان هم بنای تندی و سخت گیری در دین را بیان می کند و به این شیوه برای حضرت موسی سخت گیری

تراشی می کردند.

در امر قربانی و نذر حیوانات نیز اعتدال رعایت شود . دست و پای  حیوان را نبندید، چاقو به وی نشان ندهید. پس اعتدال 

لازم است.

مسلم بخاری:«سه گروه صحابه خانه پیامبر می روند تا شیوه عبادت وی را جویا شوند . پس به خود گویند وضع ما خیلی

بد است .

یکی گوید : من تا اخر عمر فقط نماز می خوانم. دیگری گوید: من تا آخر عم روزه می گیرم. دیگری گوید... . پیامبر باخبر می شود 

 و فرمودند :«من بیشتر از شما می ترسم. گاهی نماز می خوانم و گاهی نمی خوانم (نماز سنت) گاهی روزه می گیرم و گاهی

نمی گیرم. هرکس از سنت من سرپیچی کند از امت مکن نیست.

زنی نزد عایشه (امهات النومنین) رفتند و در مورد مقداغر نمازه و روزه سوال کردند . جواب را از رسول الله خواستند : فرمودند:

«خدا خسته نمی شود اما تو خسته می شود. دوام روی عبادت هم خوب است.» 

ابوهریره نقل کنند:« دین میانه رو است هرکس شدت به خرج دهد خسران خواهد دید.» پیامبر سفارش کرده اند اگر وقت عبادت بود 

ولی گرسنه و تشنه بودید ، غذا در دسترس بود و نزد شما بود ،غذا خوردن را بر عبادت پیشی دهید.

 

 با این اوصاف اعتدال لازمه ی زندگی است و شعرای اهل ادب نیز در ابیات خود این مهم را متذکر شده اند .

حدیثی است:«خَیْرُ الأُمور اَوْسَاطُها». (العجلونی ، 1416 : 1/469) ؛ (ت/193) :

(بهترین کارها آن است که به اعتدال نزدیک تر است).

اگر آدمی میانه رو باشد بر جای خواهد ماند و اقتدار بیشتری خواهد داشت و وی را نیز خردمند و پاک رای پندارند . فردوسی:

میانـــه گــــزین بمانی بــــــه جای

                             خردمنــــــد خواننـــد و پاکیزه رای  (فردوسی، 1375: 7/182)

ز کار زمانــــه میانـــــه گــــــزین

                                 چــو خـواهی که یابی به داد آفـــرین  (همان : 7/211)

میانه روی بایستی انتخاب نمود و به صورت افراطی در صدد کمال نیاشیم:

میانه کار باش و بس کــمال مجـــوی      

                             که مه تمام نشــد جز ز بهـر نقصان را   (ناصرخسرو،1386 :59)

مولانا  نیز به این امر مهم تاکید ورزید ه اند و  میانه روی را گوش زد کرده اند.

در خبرخَیْرُ الاُمــــــــور اَوْسَاطُـــها    

                               مانــــــع آمد ز اعتــــدال اَخلاطـها    (مولوی،1386: 320)

گفت راه اوسـط ارچـــه حکمت است

                               لیــک اوســط نیـز هم با نسبت است  (همان : 321)

سعدی - شیخ الرئیس ناتوانی و و بیچارگی را نمی پسندد .

علاوه بر آن تک رای و تجاوز را که عدم رعایت اعتدال است نمی پذیرد.

نـــه کــــــوتاه دستی وبیــــچارگی       

                            نــــه زجر و تطــــاول به یکـبارگی  (سعدی ،1382 :315 )

وسط گزین که گزیدست سیـــد عربی       

                          بدین حدیث که خیرالامــــور اوسطها  (ابن یمین،1344 :317)

جامی نیز دو اصطلاح خوف را رجا را میانه روی قلمداد کرده است و به

ذکر حدیث رسول اکرم پرداخته است.میانه روی را عزت و شرف دانسته است.

حتی در امور شر نیز بر اعتدال ورزی تاکید ورزیده اند.زیرا اعتدال ورزی آدمی را

به فر وشکوه می رساند.

ره را میان خوف و رجا رو که در خبـر

                          خـیرالامــور اوسطـها قول مصطفاست   (جامی،بی تا: 36)

معتدل شد که هر که اهـــــل دل است

                              در جمیـــع امـــــور معتـــدل است

وسط آمـــــد محـــل عـــزّ و شرف

                             بــــه وسط روی نــه ز هـر دو طرف

تا رسانــــد تــــو را بـــه فــرّ و بها

                         حـــــــکم خـــیرالامـــور اوسطها   (جامی،1386: 6)

فراش ار حریر است و همخوابه حـــور

                         منه پای بیـــــرون ز خیـــر الامــور    (همان : 955)

 مزن ناخـوش و خــوش زنا بود و بـود

                        طریــــق وسط ورز در بخــل و جود    (همان : 958)

صائب تبریزی نیز اعتدال ورزی را به کوری تشبیه کرده است که در منزل

خویش راه می رود و احتیاجی به عصا ندارد چون از همه فضای منزل آگاهی

دارد و مصیبتی وی را تهدید نمی کند .

 پا منه بیرون زحــد خویش تا بینا شوی        

                        نیست حاجت با عصا درخانه ی خودکور را (صائب ،1339 :77)

...

تا علی اوسطـــــش شـناخت بـــــها        

                                گفت خـــیرالامـــــــوراوسطــــها   (ادیب ،1380 :660)




نوشته شدهپنج‌شنبه 26 تیر 1393 توسط babrdala

در ماه مبار رمضان که فریاد کنند ای طالبان خیر و احسان ونیکی ،بشتابید هنگام صبح است

و خیر و احسان جمع کنید.بزرگترین احسان برای انسان ذکر لا اله الا الله است که بر زبان اورده می شود . کوچکترین و کم ترین

ذکر " برداشتن مانع از سر را دیگران"است . اما نا گفته نماند ایمان و عمل بایستی همسو باشند  

وگرنه به سان برق ضعیفی خواهد بود که نور ان شعاع کمی دارد و چندان به نظر نمی رسد.

هر وقت آدم به ویژه در استانه مرگ ان ذکر را بر زبان اورد خداوند وی را خواهد بخشید. اما یادمان 

باشد وقتی بر بستر شخصی قرار گرفتیم که دارد رمق های آخر زندگی را می کشد به وی نگوییم اینذکر را بگوید و هی اسرار ورزیم بلکه  خودمان ان ذکر را بر زبان بیاوریم تا وی بشنود وی نیز تکرار کند تا موردعفو خداوند تبارک و الرحم الراحمین قرار گیرد.

نکته دیگر  این است که ما بایتی "حیا داشته باشیم . زیرا فرموده اند "حیا بخشی از ایمان است".

دعوت همه پیامبران به این مهم بوده است و آن داشتن" حیا"ست. بیشتر پیامبران بر این امرند: " اگر حیا نبود

هرچه می کنید انجام دهید". عرب گوید: « الحیا مانع رزق وفسق » حیا مهم است . سود بخورید پول بخورید ،

هر چه می خواهید انجام دهید اما حیا داشته باشید.

پیامبر فرمودند پنج چیز غنیمت است :

-حیات قبل از موت

- سلامتی قبل از بیماری 

- فراغت قبل از مشغله

-جوانی قبل از پیری

-ثروتمندی قبل از فقیری

در سایر این موارد بایسی حیا سر لوحه برنامه زندگی باشد.البته ناگفته نماند پیامبر فرموده اند «افراد اگر قبل از اسلام برجسته باشنددر دوران اسلام نیزهمین گونه خواهند بود».

نکته دیگر این که ما به حیوانات کمک کنیم ثواب دارد چون ان ها روح دارند.

امام بخاری نقل کند:« زن فاحشه در بن اسرائیل بود به سگی می رسد که دور چاه می گردد

و آب می خواهد ان زن به سگ آب می دهد خداوند به سبب آن نیکی زن را می بخشد». 

یا گویند پیامب فرمده اند : مردم تشنه از چاه پایین رفته اب نوشیده  وقتی بیرون آمده

سگی را دیده که از تشنگی زبان روی زمین می کشد ،مرد پایین می رود و کفش را پر

از آب و به دهان گرفته از چاه بیرون می آید و به سگ آب می دهد خداوند پاداش این کار

خوب ا به وی می دهد.

نا گفته نماند این دو داستان بسیاربه هم شبیه هستند ممکن است ...

 




نوشته شدهسه‌شنبه 24 تیر 1393 توسط babrdala

   

یکی دیگر از مسایلی که می توان وسیله خیر و ثواب خود قرار داد

خواندن نماز جماعت و خواندن نماز دو وقته هوای خنکین است که

در احادیث به ان بسیار اشاره شده است منظوز  از آن دو نماز ،

نماز "صبح و عصر" ا ست به خواندن آن بسیار توصیه شده است

که به نظر این حقیر نماز صبح به دلیل بیدار شدن از خواب شیرین و ...

 نماز عصر به دلیل توان بریدن از کار و روی آوردن به خداوند است .

پس فراموش نشود هیچ وقت در خواندن این دو وعده نماز تعلل به

خرج ندهیم به ویژه تسبیحاتاز جمله 33 بار گفتن لا اله الا الله ،

سبحان الله ،الحمدالله، الله اکبر و ... که در بند بعدی بدان اشاره

خواهد شد بتوان بهره معنوی جست.

 خداوند در دو موقع اعمال انسان را به سان سوابق وی خواهد نوشت .

"بیماری و سفر" اگر در زمان "بیماری و سفر"نتوانیم عبادت انجام دهیم خداوند

کام فی کان  روی اعمال ما حساب باز می کند یعنی انگونهکه در سلامتی عبادت

کرده ایم عبادات ما را قلمداد خواهد کرد . پس یادمان باشد که در سلامتیو صحت

حال سوابق درخشانی داشته باشیم  تا در شرایط ضروریفریاد رس ما باشد. 

 




نوشته شدهسه‌شنبه 24 تیر 1393 توسط babrdala

فروختن آب به کسی که بیابان مانده کار آسانی است،

هر کس می تواند این کار را انجام دهد،

بازار یاب راستین کسی است که به صحرانشینان ماسه بفروشد.




نوشته شدهشنبه 21 تیر 1393 توسط babrdala

 

خداوند برای بشریت فرایضی گنجانده است اما باید دانست خداوند نمی خواهد با انسان معامله نماید بلکه می خواهد به وی بهانه دهد . فرایض دینی

از آن موارد می باشد . لذا انسان به نهایت خوشی نمی رسد مگر این که از چیزی که به ان دلبستگی دارد انفاق کند .( در سوره 192 آل عمران )

عبدالله بن عمر (رضی الله عنه) همیشه کارها و امور چشمگیر و برجسته انجام می داد. طلحه گوید : به نهایت خوبی نمی رسی مگر ازچیزی که دوست 

داری انفاق کنید . وی باغی داشت بسیار زیبا و پر میوه که محل رفت و آمد پیامبر بود و از میوه های آن باغ می خورد . صاحب باغ به پیامب گفتند می خواهم

باغ را به قرض به خدا بدهم هر چند (مالٌ رابح) است. پیامبر فرمودند که بهتر است به نزدیکان بدهی. طلحه خانواده که داخل باغ بود صدا زد تا از باغ بیرون بیایند 

و باغ را بخشید .

  بخشش خدا بدون بهاست و خدا در قبال بها انعام نمی بخشد چون عبادت ما اندک زمانی است و پاداش وماندگاری در جنه الله همیشگی و ماندگار است. تنها خدا 

بهانه خیر وخوبی از بندگان می خواهد و بهانه های متفاوت و متنوع بنیان نهاده است تا باعث عدم علاقه و عادت نشود از جمله عبادت بدنی : روزه و نماز و جهاد) و

عبادت مالی(زکات و فطریه و نفقه) و بعضی عبادت های تلفیقی و مختلط است سبقت و عجله هم در آن ها حسنه محسوب می شود. (برای آشنایی با مباعث این

 بند آیات 215 و 197 و 148 سوره بقره را مطالعه فرمایید)

صحابه همیشه بر این امر واقف بودند که کارهای که خیر بیشتر داشتند انجام دهند . روزی "ابن مسعود" از پیامبر سوال فرمودند ( احب الله خیر العمل):

"اولین کار خیر که بایستی انجام داد چیست؟ فرمودند : نماز خواندن - بعداً سوال شد ، بعد از اولی چیست ؟ فرمودند: قرّ بالوالدین( احترام به اولیا خود - پدر و مادر)

بعد از آن سوال شد بعد از این دو تا. فرمودند:الجهاد فی سبیل الله (جهاد در راه خدا).

هر مفصل انسانی خیرو و خوبی  و صدقه بر آن واجب است یعنی ما اگر 360 مفصل داشته باشیم روزانه 360 صدقه ای بسان گفتن :سبحان الله ،

الحمداله، الله اکبر، لااله الا الله (که گفتن هر کدام صدقه ای است ) ، امر به معروف و نهی از منکر بر ما واجب است . اما در این راستا پیامبر کار را برای

ماآسان نموده است زیرا وی استاد آسان کاریست و فرموده اند به جای آن همه صدقه (360 مورد) می توانید یک نمار دو رکعتی در چاشتگاه( [چیشتان ]

که تقریباً از ساعت9/5صبح به بعد می باشد و تا به طرف ساعت های 11 صبح برسد بهتر است ) خواند . آن هم بدان دلیل است که همیشه به یاد خدا  

باشند و دست نماز داشته باشیم .حدیثی است که در ان آمده است:" بیشتر دست نماز داشته باشید تا ثروتمند خواهید شوید." 

پیامبر بر این امر واقف بودند که خداوند کارهای خوب بندگان را به من می گوید . پیامبر فرمودند:" بهترین خوبی به نزد من آن بدی است که سر را مردم برداشته شود.




نوشته شدهجمعه 20 تیر 1393 توسط babrdala

 

 

 برای انجام عملی  نیت لفظی چندان لازم نیست یعنی لازم نیست حتما نیت انجام کار رابر زبان

بیاوریمبلکهخداوند دل  و قلب را بهتر ازلفظ می داند پیامبر که فرموده اند. النیته بالعمل . نیت به عمل

است( نه گفتار و لفظ) .با ذکر مثالی :در صورتی که شما صورت و دست پا را بشویید بعد بگوید خوب

حال وضورا گرفتم  و این عمل به جای وضو ست پذیرفتنی نیست چون درابتدا نیتی در این عمل نبوده

است.

تمثیل..... 

روزی نبی اکرم به منزل بر می گردد درخواست خوردنی می کند اما چیز خوردنی در منزل  نبود همان

لحظه نیت روزه سنت می اورد و روزه دار می شود . چنین نیتی  قبول است چون برایروزه های سنت

تا ظهر هم می شود نیت اورد.




نوشته شدهسه‌شنبه 17 تیر 1393 توسط babrdala
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران