بابرده له
ورد بیرم...

 در این قسمت  تعدادی از مکاتب و ایسم های مهم جهان معرفی می شود.

 
 
 
آبسولوتیسم :عقیده به حکومت مطلقه و ریاست یک دیکتاتور بر همه افراد یک جامعه
 
آتئیسم : عقیده به انکار خداوند
 
آریستو کراسی : عقیده به سپردن قدرت به چند نفر متمول یا قدرتمند
 
آمپریسم : عقیده به تجربه یا مشاهده و عمل در هر نوع ایمان و اعتقاد
 
آنارشیم : عقیده به عدم وجود زمامدار برای اداره امور
 
آنارکوسندیکالیسم : عقیده به مخالفت با دولت و تحصیل قدرت به وسائل دموکراتیک
 
آناپپ تیسم : عقیده به تلفیق مرام کمونیسم و سوسیالیسم
 
آنتی انتکتوالیسم : عقیده به اینکه عقل زاده علم است و علم منبع عقل 
 
آنتی کواریانیسم : عقیده به عقاید و آداب قدیمی و کهن و اصالت هرچه کهنه است
 
آنتی سمی شیسم : عقیده به نابودی یهودیان برای بهبود وضع زندگی مردم (من جای دیگه ای آنتی سمی تیسم خوندم)  
 
اپور تونیسم :عقیده به بوقلمون صفتی و مطابق شرایط زمانی و مکانیعقیده و مسلک عوض کردن (در واقع یه جور حزب باد بودن)
 
اپولوژیسم : عقیده به کناره گیری از کار دولت و گوشه گیری سیاسی
 
اپیس کوپالیسم : عقیده به طرفداری از حکومت دینی منتخب از مجموعه کلیسا های ملی
 
اپیگوریانیسم : عقیده به لغو یا تغییر قانون جامعه در صورتی که مفید به حال افراد جامعه نباشد
 
اتو کراسی : عقیده به سپردن همه امور به یک نفر
 
اتریتاریانیسم : عقیده به تحت الشعاع بودن فرد در مقابل جامعه
 
اسکی پیسم : عقیده به کناره گیری و انزوا از فعالیت سیاسی و اداری
 
اسکولاریسم : عقیده به اصالت امور دنیوی و هرچه در دنیا موجود است
 
استائی کیسم = انتر ناسیئنالیسم : به معنای ضد وطن پرستی و برابری و مساوات همه مردم جهان
 
استو آپوئسیلیسم : استائی کیسم
 
استالینیسم : عقیده به تغییراتی که استالین در شوروی در عقاید مارکس و لنین داد
 
اسکپ تی کیسم : عقیده به فلسفه شک در باره هرچیز
 
آگنوس بی کیسم : عقیده به عدم قبول آنچه که فلاسفه می گویند
 
آگوئیسم : خود پرستی
 
امپریالیسم : عقیده به ایجاد امپراطوری اقتصادی از راه تصرف سایر ممالک بهر وسیله ای که هست
 
اندوستریالسم : عقیده به تاثیر ماشین و رواج صنعت در زندگی بشر
 
اندیویدوالیسم : اصالت فرد و داشتن آزادی و اختیار فردی
 
اورتارکیسم : عقیده به استقلال اقتصادی
 
اولیگارشی : عقیده به سپردن حکومت به دست عدهای معدود
 
اوبژکتیویسم : عقیده به تفوق فراوان برای حقایق بر اساس درک احساس
 
اوونیسم : عقیده به تلاش برای حفظ حقوق و مزایای کارگر و بهبود وضع آن
 
ایده آلیسم : عقیده به پیروی از افکار و آرزو ها و آمال
 
بالشویسم : عقیده به ایجاد قدرت سیاسی توسط کار گرانی که تابع انضباط شدیدی هستند
 
بر بریسم : توحش و بربریت و بدویت
 
پاتریونیسم : میهن پرستی وطن دوستی افراطی
 
پارتیکولاریسم : عقیده به حفظ آثار و رسوم و آداب و عادات یک شهر توسط مردم  
 
پارلمانتاریسم : عقیده به ایجاد مسئولیت توسط قوه مجریه در برابر قوه مقننه و پارلمان
 
پاسی فیسم : صلح طلبی
 
پاروشیالیسم : عقیده به محدودیت فکر
 
پراگماتیسم : عقیده به فلسفه اصالت عمل
 
پروببلی تیسم : عقیده به فلسفه احتمال گرایی
 
پسی میسم : عقیده بد بینی نسبت به همه کی همه جا و همه وقت
 
پلورالیسم : عقیده به عدم انحصار علاقه فردی به پیوستگی های سیاسی
 
پلاتونیسم : عقیده به قدرت دولت که وابسته به میزان اطاعت اتباع کشور از مقررات است
 
تروریسم : عقیده به لزوم آدم کشی و ایجاد ترس و وحشت برای ادره حکومت
 
تروتسکی ایسم : عقیده به اعتدال بین لنینیسم و استالینیسم
 
تزاریسم : دیکتاتوری
 
دتر مینیسم : عقیده به جبر گرایی
 
دسپوتیسم : عقیده به سپردن کار های یک کشور به دست یک  نفر مستبد
 
دموکراسی : حکومت مردم بر مردم
 
دوگماتیسم : عقیده به اطاعت صرف و کور کورانه از هر اصل و آیین
 
دیالکتیک : عقیده به تبعیت از روش فلسفی هگل مبنی بر تز آنتی تز و سنتز
 
رادیکالیسم : عقیده به بهبودی ریشه ای و نفی ریشه ای همه چیز
 
راسیونالیسم : عقل گرایی
 
رویالیسم : عقیده به حکومت مطلق سلطنتی
 
 رئالیسم : عقیده به واقعیت کل در هر مورد و مقصود از کل (دولت )بیشتر است
 
ژئو پولیتیک : علم مطالعه روابط بین جغرافیا و سیاست
 
سانترالیسم : تمرکز گرایی
 
سزاریسم : تزاریسم دسپو تیسم دیکتاتوری
 
سوفیسم : مغلطه گرایی و سفسطه گویی
 
سوسیالیسم : عقیده به کنترل همه امور اقتصادی و صنعتی اجتماع به نفع مردم کشور
 
سوسیالیسم لیبرال : عقیده به کنترل وسایل تولیدی و مخالفت با کنترل توزیع محصول
 
شوونیسم : عقیده به افراط و مبالغه در میهن پرستی  
 
فاشیسم : عقیده به افراط در استبداد برای رسیدن به ترقی جامعه
 
فورمالیسم : ظاهر گرایی افراطی
 
فیزیو کراسی : عقیده به عدم دخالت دولت در امور
 
کاپیتالیسم : عقیده به سرمایه داری
 
کالونیسم : عقیده به اطاعت کور کورانه از مذهب
 
کمونیسم : عقیده به مساوات و برابری بین مردم در کلیه امور
 
گوبی نیسم : عقیده به تفوق نژاد های بشری (نازیسم)
 
لیبرالیسم : عقیده به آزادی حرفه ها در کلیه امور برای افراد بشر
 
ماتریالیسم : ماده گرایی عقیده به نفی هر چیز غیر از ماده
 
ماکیاولیسم : عقیده به ایجاد دولت مقتدر و سرکوبگر
 
مارکسیسم : عقیده به فرضیه تکامل تاریخی تمدن و کشمکش طبقاتب و انقاب پرولتاریا از سوی مارکس
 
مرکانتالیسم : عقیه به افزایش صادرات نسبت به واردات برای ایجاد قدرتهای اقتصادی ملت ها
 
ناسیونالیسم : وطن پرستی
 
نهیلیسم :عقیده به پوچ گرایی و اینکه هیچ چیز در دنیا پایدار نیست و باید از بین برده شود
 
یوتیلیتاریانسیم : فلسفه انتفاعی سود جویی          "سایت نظریه های جامعه شناسی"                
 
 



نوشته شدهچهارشنبه 11 آذر 1394 توسط babrdala

 

شیوه ی احترام گذاشتن دانش آموختگان چین به مناسبت پاسداشت روز معلم

ا




نوشته شدهشنبه 23 آبان 1394 توسط babrdala

تا چه قاندنم له لیوانت گوولی شادی

ماچیک له وشه یه کی داخواز
سالیان سال
وه ردم  دا

 

هه رچی له ئاو و  گل و  به ردوو  ئاور  
باو  باران  بوو
هه لم سنگاند به دو ده ستان

 

وه رزم دا له وشه کان
یک به یک بونم کرد وینه ی حه تر

 

ریچکه م کرد وته هایه ک که وه ک روژی روون بوو
وینه ی فانووسی ده ریا ی تووفانی شه وانه
سووجم ده دیواری تاریکی وشان له هه ر لا کرد

 

چون  نه م دوزیوه ، دیسان
له هه ر شوینک ره شایی بوو
تا هه نگاوی به لا، تا ده می مردن
له ناخی هه ر ته له و به ندیک
له ژیر هه ر چولو و چالیک
سه ر م ناوه

 

تاکوو له ده نگ بلیندان وه دی بینم
ئه م هه ل به سته ی وینه ی کلیلی ده رگا

 

له گه ل زور که سان رو نیشتم
دمه و هاتوو هوم له گه ل کردن
به ر هه می وی بوو، له یاران  
دور بووم ، دام له ده ست، یان دوژمنم کردن

 

گه ر چی سواندن بوو ئه م کاره
من به ته مای ئه و  بازره بو
به هه ولی خوم له م ریگه سه خله ته  ریک  که وتووم

 

له م هه موو  هه وله
مالی خه لکم گه ر نه کرد ئاوا
مالی خوم ئالوو گوور کردوو وه

 

ئه ی وته ی سالاری داهاتوو!
نه م دوزیوه وشه ی داخواز و توزی حیسرتی له  ده فته رم  ماوه ته وه
خیروو خوشی هاوریت بی
وه دی بینه  ئه مه ی ته مه نیک بوتم دوزیوی ته وه
  (هوای آفتاب/941-939)

 

 




نوشته شدهچهارشنبه 06 آبان 1394 توسط babrdala

ghalat_nanevisim

 غلط ننویسیم

1- با توجه به این كه حرف «ط » از حروف الفبای عربی است كه وارد زبان فارسی شده است و صرفاً كلمات عربی مانند طاهر و طیب باید با آن نوشته شود لذا باید كلماتی كه فارسی است و یا از زبان های دیگر وارد زبان فارسی شده اند با «ت» نوشته شوند مثال:
اتو- توس- تهران- بلیت-تایر- اتاق
2-چون حروف« گ چ پ ژ»مخصوص فارسی است و تنوین مخصوص زبان عربی است لذا نوشتن كلمات فارسی با تنوین غلط می باشد به عنوان مثال گاهاً،دوماً غلط است.
3-  اگر اعداد با« اُم » تركیب شوند صفت ترتیبی می سازند و نیازی به تشدید ندارند لذا كلمات دوم ،سوم،چهارم،پنجم و…..  نیازی به تشدید ندارند.

4-حرف «به» چگونه نوشته شود؟
الف) اگر این حرف قبل از اسم بیاید حرف اضافه است كه معادل آن در زبان عربی حرف جر الی است و در این صورت باید حتماً جدا نوشته شود مثلاً بنام خدا غلط است و باید به صورت به نام خدا نوشته شود.
ب)اگر  صفت ساز شود حتماً باید به كلمه متصل باشد مانند : دانشمند بنام-تأثیر بسزا-بخرد و….
ج)حرف «ب» بر سر فعل بای زینت و یا بای تأكید است و لذا همیشه باید به فعل متصل باشد مانند: برفت-بخواند
5- «می» همیشه قبل از فعل هایی مانند ماضی استمراری و مضارع اخباری باید جدا نوشته شود . مانند: می رفت- می خوانم
6-نشانه جمع «ها» در رسم الخط جدید همه جا جدا نوشته می شود . مثال: كتاب ها- آن ها-كلاس ها

7-تركیب «باسمه تعالی» به این صورت نوشته شود و از نوشتن آن به صورت بسمه تعالی پرهیز گردد.
8-هرگاه دو اسم خاص به صورت اضافه(پدر و پسری) به هم اضافه می گردد در زبان عربی به صورت ابن نوشته می شود مانند: حسین ابن علی –اما در زبان فارسی بهتر است از كاربرد الف در ابتدای ابن خودداری گردد و به صورت حسین بن علی نوشته شود.
9-كلمه«اكثر» در زبان عربی بر وزن افعل است ولذا غیر منصرف است و نمی تواند تنوین بگیرد. بنابراین كاربرد آن به صورت اكثراً در زبان فارسی صحیح نیست و بهتر است به جای آن از كلمه ی «بیشتر»استفاده شود.
مثال: دانشجویان اكثراًغایب بودند به صورت بیشتر دانشجویان غایب بودند نوشته شود.

 10- سعی نماییم به جای استفاده از «ئـ»از «ی» در كلمات استفاده نماییم:
مثال به جای پائیز،نائین،نمائیم،آئین و…پاییز،نایین،نماییم، آیین استفاده كنیم.
11- در رسم الخط جدید سعی بر حذف «ء» از پایان كلمه است به جز مواردی كه آسیب معنایی دارد . بنابراین كلمات املا، انشا،امضا بدون همزه نوشته شود و در مواردی كه این كلمات مضاف واقع می شوند و باید به كلمه ی بعد اضافه شوند از «ی» استفاده كنیم .مثال: املای فارسی
12- در كلماتی كه به های غیر ملفوظ ختم می شونددر رسم الخط قدیمی در هنگام اضافه شدن به كلمات دیگر از «ء» استفاده می شدمانند: خانۀ من اما در رسم الخط جدید باید همزه استفاده نشود وبه جای آن از «ی» استفاده نمود . پس بنویسیم: خانه ی من
*************

آب در هاون كوبیدن
مشابه
1-بخیه به آب دوغ زدن2-آهن سرد را كوفتن3-آب به ریسمان بستن4-آب به سبد كردن5-آب به غربال كردن6-با آب كش آب آوردن
7-مهره ی كور را نخ كردن8-گره به باد زدن9-برف انباركردن10-باد در قفس كردن11-خشت بر دریا زدن12-كوه را با سوزن سنبیدن

 13-زبان فارسی دارای دو نشانه ی جمع(ها-ان) می باشد. لذا سعی شود كمتر از ات ،ون وین زبان عربی در جمع بستن استفاده نماییم.به نمونه های زیر توجه شود:
الف)بعضی كلمه ها عربی نیستند و جمع بستن آن ها با ات خالی از اشكال نیست به عنوان مثال: باغ،آزمایش،پیشنهاد،گزارش،فرمایش،ایل،گمرك و…… بهتر است با ها جمع بسته شود .
ب) كلمه ی بازرسین چون عربی نیست بهتر است به صورت بازرسان به كار رود.
ج) اثرات كلمه ای كه  به اشتباه استفاده می شودزیرا مصادر عربی سه حرفی با ات جمع بسته نمی شود لذا بهتر است به صورت آثار یا اثرها به كار رود.
14-در تلفظ كلمه ها بعضی اوقات استفاده از حركت های فتحه ، كسره وضمه به جای یك دیگر باعث تغییر در معنا می گردد:
الف) اَثنا به معنی میان است ولی در بعضی لهجه ها به خصوص لهجه ی شیرین اصفهان اِ ثنا تلفظ می شود كه معنی دوازده می دهد.بنابراین: در اَثنای معنی در میان می دهد و اِثنا عشری معنی دوازده در بردارد.
ب) خُنَك به معنی سرد و گوارا به كار رود وكاربرد آن به صورت خُنُك به خصوص در لهجه های محلی معنی خوشا می دهد چنان كه شیخ بزرگوار سعدی می فرماید:
خُنُك آن كه آسایش مرد وزن       گزیند بر آرایش خویشتن
15-كلمه ی خشنود گاه به غلط به صورت خوشنود به كار می رود .

16-میلیارد و میلیون چون فرانسوی هستند بهتر است به همین شكل استفاده شوند تا به اصل نزدیك تر باشند و ملیارد و ملیون به كار نروند.
17-ممهور: واژه ی مجعولی است كه در زمان صفویه به شیوه ی اسم مفعول عربی ساخته شده است و بهتر است استفاده نشود و به جای آن از كلمات مهر شده،مهر كرده و مهر خورده استفاده شود.
18-كلمه ی استعفا به معنی درخواست كناره گرفتن از كار است و نباید با استیفا اشتباه شود.
استیفا به معنی باز پس گرفتن به تمامی است. مثال : كارگران برای استیفای حقوق خوداعتصاب كردند.

 19-كلمات تلگراف و تلفن نباید تنوین بگیرندپس به جای تلگرافاً و تلفناً ،تلگرافی و تلفنی استفاده شود.
20-تهویه به معنی عوض كردن هوا و هوادادن به كار می رود لذا هنگام معنی كردن نباید كلمه ی هوا را تكرار كرد پس نگوییم: دستگاه تهویه ی هوا و فقط بگوییم: دستگاه تهویه.
21-كلمه ی جداره یك كلمه ی جعلی است كه از كلمه ی جدار به معنی دیوار ساخته شده است و در زبان عربی و متون كهن كاربرد ندارد. پس بهتر است به جای آن دیواره به كار ببریم.
مثال: جداره ی لوله ی آزمایشگاه به صورت دیواره ی لوله ی آزمایشگاه به كار رود.

22-در رسم الخط جدید(تر-ترین) كه نشانه های صفت های تفضیلی و عالی هستند جدا نوشته می شوند . مثال: مهم تر-بزرگ ترین
ولی در كلمات دو حرفی تر به كلمه متصل می شودمثال: بهتر- كهتر- مهتر
23-كلمه های مانند اعلم و افضل كه بر وزن افعل هستند به دلیل آن كه در زبان عربی اسم تفضیل محسوب می شوند در معنی كردن آن ها تر نهفته است. لذا از كاربرد آن ها به صورت اعلم تر و افضل تر خودداری گردد.
24-حروف تا  و الی در جمله می توانند به عنوان حرف اضافه فاصله ی زمان و مكان را نشان دهندو نقش هر دو یكی است . لذا از كاربرد هر دوی آن ها با هم پرهیز شود. پس به جای او از صبح تا الی شب كار كرد كه  اغلب در گفتار عامیانه به كار می رود از جمله ی از صبح تا شب كار كرد استفاده شود.

25-بعضی از كلمه ها هنگام اضافه شدن(مضاف یا موصوف واقع شدن) به كلمات دیگر نیاز به تشدید دارند مانند خطّ زیبا-حقّ شما- وقایع مهمّ انقلاب. اما اگر این كلمه ها اضافه نشوند نیاز به تشدید ندارندمثال: خط یكی از اختراعات بشر است.
26- اضافه كردن تشدید گاهی باعث تغییر معنایی می شود . به عنوان مثال رمان یك كلمه فرانسوی و به معنی داستان است كه اگر با تشدید و به صورت رمّان تلفظ شودمعنی انار می دهد.یا كلمه ی  ماده(جنس مؤنث) باید بدون تشدید تلفظ شود و اگر با تشدید تلفظ شودجمع آن مواد می شود ومنظور به عنوان مثال جامد و مایع است.
27-فعل «است» یك فعل ربطی یا اسنادی است و حذف الف آن در همه جا جایز نیست. بهتر است فقط هنگامی كه كلمه ی ماقبل آن مختوم به «و» یا«ا» است،الف ابتدای آن حذف شود. مثال: نیكوست-زیباست بنابراین كاربرد زیباییست با رسم الخط مطابقت ندارد.

 28-مفعول كلمه ای است كه در جواب چه چیز را یا چه كس را می آید و نشانه ی آن «را» می باشد. مثلاًً در جمله ی علی غذا را خورد، سؤال می شود كه چه چیز را خورد؟ و جواب آن غذا مفعول است ورا نشانه ی مفعولی.
 با توجه به توضیح فوق بایدبه این نكته توجه كرد كه نباید بین را كه نشانه ی مفعول است و خود مفعول فاصله بیفتد.
مثال: در جمله ی: اداره های آموزش و پرورش بخشنامه هایی كه پاسخ می دهند را به موقع پاسخ دهند. كه در این جمله حرف را باید بعد از بخشنامه هایی بیاید كه به غلط پس از پایان جمله آمده است.
29-حرف تای تأنیث در عربی نشانه ی مؤنث است و در فارسی در مورد آن به دو نكته توجه شود:
الف) هنگام استفاده در فارسی حتی المقدور به صورت«ت» استفاده شودمانند: رحمت،كثرت،آیت
ب) از كاربرد آن برای نشان دادن جنس مؤنث در فارسی پرهیز گردد. مثال: كاربرد مرحومه و یا شاعره در فارسی مناسب نیست و به جای آن شاعر و مرحوم استفاده شود.
30-كاربرد سن و سالگی با هم صحیح نیست پس به جای جمله ی در سنّ بیست سالگی بهتر است بگوییم:در بیست سالگی و یا در سنّ بیست.

31- دوكلمه از زبان عربی
الف)كلمه ی عسكر كلمه ای عربی است و نوشتن آن با «گ» فارسی صحیح نیست . بنابراین سعی شود در فارسی امام حسن عسكری تلفظ گردد.
ب) نهار به معنی روز است همان طور كه در این مصرع سعدی آمده است:«خورشید وماه و انجم و لیل و نهار كرد»پس برای ناهار و ناهار خوردن،نهار را به كار نبریم.
32-به جای نفرات اگرچه بسیار رایج است از نفرها یا افراد استفاده كنیم زیرا جمع واقعی آن انفار است و جمع بستن آن با ات خارج از قواعد عربی است.
33-«گر» پسوند صفت ساز است و معمولاً پس از اسم می آید و آن را تبدیل به صفت می كند.مانند: آهنگر،صنعتگر،جلوه گر
پس كاربرد آن پس از نمایان كه خود صفت است خالی از اشكال نیست وبهتر است به جای نمایانگر از نشان دهنده استفاده كنیم.

34-استفاده از پسوند«یت» در عربی برای ساخت مصدر است. لذا كاربرد آن با كلمه های عربی  اشكالی ندارد. مانند: مدیریّت، انسانیّت، مشروعیّت، محبوبیّت و….. امّا كاربرد آن با كلماتی كه فارسی هستند از نظر نگارشی صحیح نیست. پس بهتر است به جای  كلمه هایی مانند: دوییّت،شهریّت،خوبیّت،رهبریّت،منیّت،آشناییّت،ایرانیّت،زنیّت ازمعادل آن استفاده شود كه عبارتند از: دوگانگی، شهری بودن، خوبی، رهبری، غرور، آشنایی،ایرانی بودن، زنی.
35-حشو ( تكرار زائد)مناسب نگارش نیست. مثلاً در گفتار عامیانه گفته می شود:سنگ حجرالاسود كه كلمه ی حجر نیز معنی سنگ می دهد. لذا در حقیقت خوانده می شودسنگ سنگ سیاه.
با توجه به این سخن بهتر است در نگارش از كاربرد حشو زائد بپرهیزیم. به نمونه های زیر كه مرتّب در گفتار و نوشتار استفاده می شود توجّه شود.(قسمت های زائد مشخص شده است)
سوابق گذشته-حسن خوبی- سیرگردش كار-گردن بند گردن- سایر شهرهای دیگر- دست بند دست-مِن بعد از این-مدخل ورودی-قند شیرین-درخت تاك انگور-اوج قله ی كوه-تخم مرغ كبوتر-پس بنابراین-پارسال گذشته-سال عام الفیل-
سؤال پرسیدن-شب لیله القدر-بدركامل ماه- از قبل پیش خریدكردن- استارت شروع-تخته ی وایت برد- روزنامه ی روزانه
36-برای نوشتن حرف«را» كه نشانه مفعول است اصل بر جدا نویسی است به جز در كلمه های چرا و مرا
بنابراین به جای ترا- آنرا-كتابرا بهتر است بنویسیم:تورا-آن را- كتاب را

37-كلمه ی «برخوردار»برای جملاتی كه مفهوم مثبت و مفید  داشته باشند استفاده شود.
مثال: كودك شما از سلامت كامل برخوردار است.   مدرسه از امكانات بالایی مانند آزمایشگاه و كارگاه برخوردار است.
اامّا د رجمله هایی كه مفهوم منفی دارد استفاده نشود.
مثال: این شهر از نارسایی های زیادی برخوردار است(بهتر است بگوییم : این شهر نارسایی های زیادی دارد.)
38-به جای اصطلاح رایج شده ی«در این رابطه» از واژه های درباره ی و درمورد استفاده كنیم زیرا این عبارت گرته برداری(ترجمه ی لفظ به لفظ اصطلاحات و تركیبات خارجی) از یك اصطلاح انگلیسی است.
 39-به جای «فوق الذّكر»از ذكر شده،یادشده یا پیش گفته استفاده شودچون فوق الذّكر به معنی آن چه بالاتر از ذكر است می باشد.

 40-عدد از معدود خود جدا نوشته شود.مثال: یك روز- یك شنبه- پنج شبه
هم چنین اجزای اعداد كسری جدا نوشته شود. مثال: یك دهم- ده صدم
41-حرف «بی» جدا نوشته شود. مثال: بی خبر-بی قرار- بی درنگ- بی سواد
اما در بعضی كلمه ها جدا نوشته نمی شود. مثال: بیمار- بیهوده-بیچاره
42-كلمه های: داوود،طاووس،كاووس،چاووش بهتر است با دو واو نوشته شود.
زنگ تفریح
اگرچه از كتاب هایی دیگر چون حافظ شیرین سخن(دكتر محمد معین)،كوچه رندان(عبدالحسین زرین كوب)،تاریخ عصر حافظ(قاسم غنی)،مكتب حافظ(منوچهر مرتضوی ) و…….. نمی توان چشم پوشید.

43-الف مقصوره در كلمه های عربی با الف نوشته شود. مثال: تقوی در فارسی تقوا نوشته شود. البته كلمه هایی مانند الی و حتّی با الف مقصوره نوشته شود.
نمونه:فتوا-شورا-منتها-مبتلا- اعلا- مصفّا-معلّا
44- اسم های خاص با همان الف مقصوره نوشته شود.
مثال: عیسی- موسی-مجتبی- مرتضی-مصطفی-طوبی- كبری
همچنین تركیب های رایج عربی با الف مقصوره نوشته شوند.
مثال: عالم سفلی-منتهی الیه
45-در اسم های خاص عربی كه الف مقصوره در میان كلمه است بهتر است تبدیل به الف گردد.
مثال: اسماعیل- رحمان-اسحاق-سماوات-معاویه-هارون " 

      /www.sobhemeymeh.ir
 

 




نوشته شدهچهارشنبه 29 مهر 1394 توسط babrdala

 

فیض‌الله پیری: هرجا کرد است، نشانی از رنج و عشق وجود دارد و استاد کلیم‌الله توحّدی (کانیمال) به گواه داستان زندگی‌اش این دو را به فراوانی در خود جای داده است. او دی‌ماه۱۳۲۰ در روستای اوغاز (دارالعلم سرحد قوچان) شهرستان شیروان از مادر زاده شد و حاصل ٧۴ سال فرهیختگی و زندگی پربار فرهنگی، انتشار کتاب‌های ارزشمند و از جمله ٣٠ اثر منتشرنشده است. از کتاب‌های او می‌توان به مجموعه هشت جلدی «حرکت تاریخی کرد به خراسان» و «کلیدر به روایت اسناد تاریخی» اشاره کرد. قابل توجه است که کار اصلی توحدی موسیقی است و در زمینه موسیقی خراسان علاوه بر انتشار کتب و آلبوم‌های جذاب، نوازنده‌ای ماهر و خواننده‌ای محبوب است.

 جناب توحدی، می‌خواستم از همین کتاب اخیر آغاز کنیم. ذهنیت نوشتن کتاب «کلیدر در اسناد تاریخ» از کجا شکل گرفت و شما چگونه به فکر افتادید که اسناد کلیدر را به صورت واقعیت منتشر کنید؟
می‌دانید که کار اصلی من موسیقی است و از کودکی دنبال این کار بودم و آواز می‌خواندم. آهنگ «خان‌کلمیشی» را هم شنیده بودم. نمی‌دانم شما لوح فشرده‌ای که ضبط کرده‌ام، گوش داده‌اید یا نه؟ بعدها که بزرگ شدم، از هرکسی که می‌پرسیدم جواب درستی نمی‌شنیدم تا اینکه سال ١٣۶٣ آقای دولت‌آبادی، ‌کلیدر را منتشر کرد و من فهمیدم این همان داستان است. چندین‌بار کتاب را خواندم. کتاب بسیار زیبا و خوبی است. خیلی چیزها از این داستان آموختم، اما متوجه شدم این داستان در جلد دهم رها شده و «خان‌محمد» بنا به قول «گل‌محمد» باید انتقام می‌گرفت، اما رفت و خبری نشد. آن وقت من این جریان را دنبال کردم. در کتاب توضیح داده‌ام که آنها وقتی رفتند، حاج‌صبرخان از این جمع تنها مانده بود. رفتم با او صحبت کردم «که در آنجا من نوشته‌ام، دنبال اسناد و مدارک بودم. شنیدم که آقای دولت‌آبادی گویا مصاحبه کرده بودند که کُردی در کار داستان نبوده و از این مسایل. برای همین تصمیم گرفتم من دنبال اسناد و مدارک بروم و نشان دهم که داستان از چه قرار بوده است. اگر کُرد نبوده، شما در منطقه سبزوار – محل رویداد داستان که کرد هستند- نمی‌توانید قهرمانی را پیدا کنید که این کشش را داشته باشد. این قهرمان حتما باید کرد باشد که خود را به آب و آتش بزند و برای حفظ ناموس خود و اطرافیانش – بلوچ‌ها- زندگی‌اش را برباد می‌دهد. من با بازماندگان اینها صحبت کردم؛ از جمله با دختر خان‌محمد که تنها مانده بود و همین‌طور کسانی که در آنجا دخیل بودند». قربان بلوچ «- که بعدها به شوروی رفت – آمده بود و فیلم‌هایی از او تهیه کرده‌اند، اما با سؤالات بی‌هدف. البته باید اضافه کنم بعد از بازگشت قربان بلوچ از روسیه، پسرش مصاحبه‌ای با او انجام داده بود که در سه کاست ضبط شده که بعد از انتشار کتاب کلیدر در اسناد تاریخی به دست من رسید. در تجدید چاپ کتاب حتما این گفت‌وگو را نیز اضافه می‌کنم.
 می‌دانیم که اسنادی هم در فضای رسانه‌ای از جمله عکس‌هایی از صحنه اعدام «گل‌محمد» منتشر شده بود و شرایطی که مادرش برایش شیون سر می‌دهد. گفته می‌شود این نوای حزین مادر گل‌محمد به عنوان قطعه‌ای موسیقی در منطقه شما عمومی شده و افرادی آن را بازخوانی می‌کنند. گویا شما هم در مصاحبه‌ای به همین موضوع اشاره کرده بودید. حالا که با اسناد موضوع را به‌گونه‌ای دیگر مطرح کردید، آقای دولت‌آبادی و دیگران چه واکنشی نشان دادند؟
یکی از همشهری‌های آقای دولت‌آبادی به من زنگ زد و خیلی ابراز خوشحالی کرد و گفت یک نسخه از کتاب را برای آقای دولت‌آبادی فرستاده‌ام. یکی از دوستان کُرد من هم که فیلم‌بردار است، از تهران آمد و گفت آقای دولت‌آبادی چنین موضوعی را شنیده‌اند، اما گفته که کتاب به دست من نرسیده است. در نهایت نسخه‌ای از آن را دادم به این دوست سبزواری و ظاهرا به دست آقای دولت‌آبادی رسیده است. آقای دولت‌آبادی نوشته گل‌محمد در ٢٧ بهمن ١٣٢٧ کشته شده و حتی تیراندازی در فرودگاه را گل‌محمد انجام داده بود. در صورتی که گل‌محمد در آخر فروردین ١٣٢۶ که شاه به خراسان آمد و تصمیم می‌گیرد که کارش را تمام کند، کشته می‌شود. بنابراین در حادثه فرودگاه گل‌محمد حضور نداشته است.
 سؤال من این بود که آقای دولت‌آبادی واکنشی نشان نداده‌اند؟
چیزی نشنیدم. اما تشکر هم کردم که این داستان را نوشته، چون اگر ایشان نبود، من دنبال این کار نمی‌رفتم. ‌هزاران داستان مثل کلیدر در منطقه ما رخ داده، مثل داستان‌های سردار «عوض‌خان»، «ججوخان» و سردار «تحفه گل» شیرزن کُرد جلالی و مرزدار قلعه فیروزه که کسی نبوده اینها را بنویسد. در مورد عکسی هم که شما گفتی منتشر شده، باید بگویم که کسی نتوانست آن را شناسایی کند، من خودم شناسایی کردم.
 آقای دولت‌آبادی هم کُرد هستند؟
خیر، ایشان از دولت‌آباد سبزوار و از تات زبان‌ها هستند.
 با ایشان رابطه دوستی دارید؟
متأسفانه نه. ایشان را هنوز ندیده‌ام. اما اظهارنظر و مصاحبه‌هایشان را خوانده‌ام.
 پس شما اثبات می‌کنید که داستان کلیدر مربوط به کُردهای خراسان است؟
بله، فقط نام‌ها را عوض کرده‌اند. حق هم داشت. اما در کتاب من، اسامی را واقعی نوشته‌ام. مثلا بلقیس نام مستعار گلستان است. شخصی مثل کلمیشی که دولت‌آبادی او را زیاد نکوهش می‌کند، آدم والایی بوده است. وقتی کتاب منتشر شد، عده‌ای مرا تحریک کردند که بیا از دست دولت‌آبادی شکایت کن، چون به ما توهین کرده است. گفتم شما این‌قدر دلسوزی نکنید! می‌خواهید نشان دهید که دلتان به حال ما زیاد سوخته است!
 از نظر شما آقای دولت‌آبادی از چه زاویه‌ای روایت را تغییر داده و به آن هویت داستان بخشیده است؟ آیا صرفا تغییر نام شخصیت‌ها مطرح است یا نفی هویت کُردها و تغییر کلیت داستان؟
تغییر شخصیت‌ها مطرح بوده است. ما باید بپذیریم که این داستان در آنجا روی داده است، اما دولت‌آبادی قصد داشته، لباس داستان حرفه‌ای بر تن آن بپوشاند و یک رمان بنویسد. البته بسیار خوب و زیبا نگاشته‌اند، اما در مصاحبه‌هایی که انجام داده است، تلاش می‌کند انکار کند که در داستان کرد وجود داشته است. امثال آقای «سعید نفیسی» هم که درباره ظرفیت‌های اجتماعی ایران نوشته است، می‌گوید که کرد وجود نداشته، مردم به چوپان‌های خود کرد می‌گفتند! من در کتاب تازه‌ام به ایشان پاسخ داده‌ام.
 البته چنان‌که مرحوم ابراهیم یونسی هم معتقد است، ضرورتا هر نویسنده‌ای حتما براساس آنچه روی می‌دهد، داستان نمی‌نویسد. شخصیت‌ها را تغییر و داستان را به شکلی پرورش می‌دهد که ساختار موردنظرش را بسازد.
بله، در رمان‌نویسی دست نویسنده باز است، اما من واقعیت تاریخی را نوشته‌ام، نه رمان.
 شما فکر می‌کنید آقای دولت‌آبادی تاریخ را تغییر داده‌اند؟
نه، ایشان رمان نوشته و در چند ‌هزار صفحه پرورش داده‌اند. فقط خواسته فضای فرهنگی آن دیار را توصیف کند و خوب هم توصیف کرده‌اند.
 اما به قول شما این پهلوانی‌ها فقط از کردها برمی‌آید و ایشان اشاره‌ای به موضوع نکرده‌اند.
بله، حتما چنین است و از عهده کسی دیگر نمی‌آید. گفتند که کلمیشی بوده‌اند، اما نگفته که کلمیشی‌ها کرد بوده‌اند. در چند جا اشاره‌ای جزئی کرده، اما اشاره‌هایش تحت‌ تأثیر بقیه کار قرار دارد.
 شما در کتاب حرکت تاریخی کردها به خراسان، بیشتر به مهاجرت کردها در تاریخ معاصر و مشخصا در زمان صفوی‌ها می‌پردازید.
بله، آن شش جلد را از زمان صفوی به بعد نوشته‌ام. مهاجرت در سه مرحله صورت گرفته است. یک مرحله شاه‌اسماعیل صفوی کوچ اجباری می‌دهد، یک‌بار شاه‌طهماسب و نهایتا کوچ بزرگ. در مهاجرت زمان شاه‌اسماعیل، قهرمانی‌ها (کردها قهرمانلو) بوده‌اند. اینها از منطقه قرامان دیار بکر آمده‌اند. رئیس این طایفه «بیرام (بهرام) بگ کرد قهرمانلو» بود که با بداق سلطان مکری کرد مهابادی که مسجد سرخ مهاباد را ساخته، جنگید و او را شکست داد. شاه‌اسماعیل سه خواهر داشت که هر کدام را به یکی از سرداران کرد داد؛ از جمله یکی از آنها را به همین بیرام بگ، یکی را به کردهای مهاباد و یکی را به «خان‌محمدخان استاجلو» که عده‌ای به دروغ و بدون سند نوشته‌اند، کرد نبوده، ترک بوده است؛ مثل «محمد فضولی»، شاعر کرد که او را ترک معرفی می‌کنند. ما مستند می‌گویم اینها همه کرد هستند. شاه‌اسماعیل کردهای قرامانلو و کردهای کلهر و عده‌ای دیگر را آورد. شاه‌طهماسب هم عده‌ای دیگر از اینها را مهاجرت می‌دهد. در مرحله سوم کوچ بزرگی روی می‌دهد که شامل «چموش دزک» می‌شود که خودش شامل بیش از صد ایل و طایفه است.
اینها همه از قفقاز، عراق و شمال شرق ترکیه آمده‌اند. هموندهای بسیاری از این کردها الان در ترکیه هستند، اما بابان‌ها را می‌دانیم که اهل «شاره‌زور» (شهرزور) عراق هستند. می‌دانید که کلهرها با نام کرمانشاه شناخته شده هستند. شما باید کتاب «اسفراین» من را بخوانید تا بدانید که قبادخان کلهر چه مردانگی‌ای در تاریخ ثبت کرده است. نادرشاه باز یک سری را از کردستان عراق آورده است. فکر می‌کنم بارزانی‌ها را که در خراسان معدودند، نادرشاه آورده است. همین نادرشاه برای حفظ و نگهداری سرحدات ایران با عثمانی و برای جلوگیری از تهدیدها، پنج‌ هزار نفر از کردهای خراسان را به ارزروم برد. همین آقای اوجالان رهبر مخالفان کرد در ترکیه، از همان کردهای کرمانج است. وقتی که نادر کشته شد، اینها آنجا ماندند.
یادم می‌آید که حدود ١۵ سال پیش در یک برنامه تلویزیونی هم گفتید از زندگی و موسیقی آنها فیلم گرفته‌ام.
بله، کمی هم فیلم دارم. الان سیاه‌چادرها دیگر نیستند؛ چون گله‌داری و بز نمانده است. وقتی بز نباشد، مو نیست، وقتی هم مو نباشد، نمی‌توانید سیاه‌چادر ببافید. الان همگی چادرهای «برزنتی» استفاده می‌کنند. از شتر و اسب خبری نیست و تراکتور جایشان را گرفته است. تقریبا کوچ‌نشینی به روش سنتی تمام شده؛ چون مرتع از بین رفته است. روستاییان تمام مراتع را شخم زدند و به زمین کشاورزی تبدیل کرده‌اند. حدود سه ‌هزار خانوار از عشایر ما هنوز کوچ‌رو هستند، ممکن است بیش از آن تعداد نیمه‌کوچ‌نشین داشته باشیم.
 از پراکندگی جغرافیایی کردها در خراسان بفرمایید. چه اطلاعاتی در این زمینه می‌توانید به ما و خوانندگان بدهید؟ مشخصا کردها در چه نقاطی ساکن هستند؟
طول و عرض جغرافیایی کردهای شمال خراسان را در کتاب نوشته‌ام. شمالی‌ترین شهر مرزی ما «باجگیران»، یعنی مرز ایران و روسیه است. مردمان باجگیران از کردهای کیکانلو و مربوط به همین روستای اوغاز هستند. روستای سوزان ده و بعد از آن رباط زعفرانلو هست که در جنوب جاده تهران-مشهد و جنوبی‌ترین نقطه مشهد قرار دارد. فکر می‌کنم قریب به ٢٠٠ کیلومتر از باجگیران تا رباط زعفرانیه (قلعه خان‌محمد کلمیشی که درآنجا دفن شده) عرض جغرافیایی کردها در خراسان باشد.
کردهای خراسان در شکل‌گیری رویدادها و فضای تاریخی ایرانیان نقش داشته‌اند؛ مثلا آقای رحیمی، نماینده وقت قوچان که پیشنهاد ملی‌شدن صنعت نفت را داده‌اند، از کردها هستند.
من با ایشان مصاحبه کرده‌ام و در جلد هفتم کتاب نوشته‌ام. متأسفانه توان مالی ندارم چاپ کنم. رحیمی پیشنهاد ملی‌شدن صنعت نفت داد، اما به نام مصدق تمام شد. ایشان از کردهای یکان‌لو و اهل باجگیران بود.
 در مقاله‌ای خواندم که میرزاکوچک‌خان هم از کردهای آن خطه بودند. حتما تأیید می‌فرمایید که جنبش جنگل را هم کردها راه انداختند.
بله، از کردهای خراسان و از طایفه رشوانلو بوده‌ و احتمالا از خراسان به آن دیار مهاجرت کرده‌اند. باید گفت که «امیرعشایر کرد شاترانلو» ساکن خلخال بود که حکومت او را نگه می‌داشت. اما وقتی که امیر عشایر پیشنهاد داد که به تهران برویم، میرزاکوچک‌خان نرفت. نمایندگان تهران هم می‌گفتند بیا و تهران را فتح و بعد از آن کار را یکسره کن، اما نپذیرفت. امیر عشایر در نهایت میرزاکوچک‌خان را رها کرد و میرزا به شکل تراژیکی کشته شد. سرش را بریدند. خالو قربان که از کردهای هرسین بود، سر بریده میرزا را برای رضا شاه برد و رضا شاه فوری درجه سرگردی به او داد. در نهایت به جنگ مهاباد رفت و همان‌جا کشته شد. حیدرخان را نزد میرزا فرستادند و متوجه شدند که میرزا کمونیست خوبی از آب درنمی‌آید. خواست میرزا را ترور کند، اما حامیان و اطرافیانش متوجه شدند و او را کشتند. می‌دانید گفته می‌شود میرزا‌کوچک‌خان با خود لنین مکاتبه داشت. اما مردم ایران عقیده کمونیستی را نمی‌پذیرفتند. «خودو» (خداوردی) سردار کرد زعفرانلو در این زمینه هم خیلی تلاش کرد، اما شکست خورد. چون کردهای خراسان کمونیست نمی‌شدند.
 کتاب‌های زیادی از شما در حوزه فرهنگ و تاریخ و موسیقی کردهای خراسان منتشر شده و چنان‌که اشاره کردید، آثار متعدد دیگری برای انتشار دارید. اما به نظر می‌رسد دایره‌المعارف کرد خراسان از سطح موضوعی گسترده‌تری برخوردار است؟
دایره‌المعارف کردهای خراسان دنیایی است که خودم هم درآن گم شده‌ام. متوجه هستید؟! یک نفر چقدر می‌تواند کار کند؟ روزها به باغ می‌روم و تا غروب بیل می‌زنم و کار می‌کنم و شب‌ها هم تا پاسی از شب کار پژوهشی دارم. کار و زندگی‌ام شده بیل و قلم! چه‌کار کنم دیگر؟! فکر می‌کنم اگر یک ساعت دیگر بمیرم، همه کارهایم نیمه‌کاره می‌ماند و از بین می‌رود.
 شما از روستای اوغاز به مشهد آمده‌اید؟
الان ساکن مشهد هستم، اما برای کارگری با اوغاز ارتباط دارم. زمین دارم و تبدیل به باغ کرده‌ام. آنجا کار می‌کنم.
 زندگی شما از راه باغداری می‌گذرد؟
تا حالا که استفاده‌ای از بانک کشاورزی ندیده‌ایم. اما به تازگی باغ سیب به ثمر نشسته است. تسهیلاتی که گرفتم، آن را تبدیل به سیستم قطره‌ای کرده‌ام، اما مشکل کمبود آب دارم.
 می‌دانید که مرحوم استاد کامبوزیا که جعفر پسرش در مجلس ششم نماینده مردم زاهدان در مجلس شد، از کردهای خراسان بود که به زاهدان مهاجرت کرد و مزرعه تحقیقاتی ساخت که در پنج کیلومتری شهر و الان تقریبا در مرکز شهر است. به نظر می‌رسد که شما هم کاری مشابه انجام می‌دهید.
چیزی مشابه است. اما استاد کامبوزیا برای کشاورزی آب داشت ولی من ندارم. مشکل این است.

سایت:ده لاقه یک به رو رووداوه کانی روژ

 




نوشته شدهیکشنبه 26 مهر 1394 توسط babrdala

 

  •  متن خيلى جالب از كتاب فارسى دبستان سال ١٣٢٤ ، ببينيد . !...: 

    دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند . 
    با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد . 
    چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق . 
    همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد : به حرمت برادرت تو را بخشيدم 
    برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر ، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي ، آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست .َ ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست ... 

    کتاب فارسي دبستان سال ۱۳۲۴
 



نوشته شدهدوشنبه 06 مهر 1394 توسط babrdala
   پاییز


 پاییزجووانه به لای پیری من

پیری بومنه نه ک بوهه ربین

نه م دی زه ردی له هه رچین

زوردلخوش ده س له گه ردن

هه رمن بوم ده س به گه ردن

دیارده ی زورهیندیکیش هون

مه جال نادربوهه ریک کوتن

روژکورتی سه لایه  له ژین  

ریک بونی ژین ته ماح برین

فینکه ری له ش لا برینی تین

به حوکمی آیت زوربونی تین

به پیچوانه قه لا بایی زه یتون

ده نگ پی ریخه رگه لا له بن

کوک مالی خوش بوونی ژین

هه ولی زوری به هاروهاوین

وچان ده ری تاقمیک له چین

بالندش رزگارله هه ول فرین

بوکو کردنه وی خوراکی ژین

.... 




نوشته شدهچهارشنبه 11 شهریور 1394 توسط babrdala

 حَمدی اولوکایا، موسس و مدیرعامل شرکت «چُبانی» است که در طول شش سالی که از آغاز فعالیتش می‌گذرد، حدود 20 درصد از بازار 5/6 میلیارد دلاری ماست در آمریکا را در کنترل خود گرفته است.

 نام آقای اولوکایا که کرد ترکیه است، در فهرست میلیاردرهای سال 2013 مجله فوربس قرار دارد.

فایننشیال تایمز در گزارشی که در مورد اولوکایا و شرکت تحت مدیریتش نوشته آورده است موسسه چُبانی در مجموع حدود 2000 کارمند در استخدام خود دارد و محصول خود را در دو کارخانه که بزرگ ترین مراکز تولید ماست در جهان هستند، تولید می کند. چُبانی پر فروش ترین ماستی است که در بازار آمریکا به فروش می رسد.

حمدی اولوکایای 41 ساله می گوید راز موفقیتش بازگشت به موضوعات اساسی و اولیه در شناخت بازار و پیروی از غریزه خود بوده است.

وی سال 2005 به این اندیشیده است که گرچه ماست های آمریکا، عمدتا ماست میوه ای و ماست های شیرین آغشته به شکر هستند، ماست واقعی همان ماستی است که در مناطقی مثل کوهستان های مناطق کردنشین تولید و مصرف می شود و قاعدتا باید چنین محصولی بسیار بهتر از ماست های شیرین به فروش برسد.

وی با دریافت یک وام یک میلیون دلاری از اداره کمک به تجارت های خرد در آمریکا توانست اولین کارخانه خود را خریداری کند.

پس از آن آقای اولوکایا مصطفی دوئان، یک کارشناس با تجربه ماست بندی را از ترکیه به آمریکا آورد. آنها به مدت 18 ماه انواع ماست های محصول آمریکا و ماست های وارداتی را آزمایش کرده و بالاخره روش ویژه ماست بندی خود را تثبیت کردند.

آنها می دانستند بازار آمریکا به ماست شیرین عادت کرده، ولی از خلال صحبت با مصرف کنندگان متوجه شدند بسیاری از آنها ماست های طبیعی را که در کشورهای اروپایی و خاورمیانه رایج
است ترجیح می دهند.

آقای اولوکایا در عین حال به این نکته نیز توجه کرد که الگوی مصرف مواد غذایی در آمریکا به سمت مواد طبیعی و کاستن از شکر و مواد مصنوعی گرایش پیدا کرده است. همین نکات ساده راز موفقیت بنای امپراتوری ماست بندی در آمریکا بود.

حمدی اولوکایا در حال حاضر در آمریکا صاحب دو کارخانه است؛ یکی کارخانه ای قدیمی در ایالت نیوجرسی که سابقا به شرکت تولید کننده محصولات غذایی «کرَفت» تعلق داشت و دیگری کارخانه جدیدی که با هزینه 450 میلیون دلار در ایالت آیداهو احداث شده است.

موسسه چُبانی سال 2011 یک کارخانه دیگر نیز در اتریش راه اندازی کرد و بسرعت به سومین تولید کننده ماست در آن کشور بدل شد. این مؤسسه در نظر دارد که امسال فعالیت های خود را در بریتانیا آغاز کند.

حمدی اولوکایا نمونه ای از مهاجرانی است که به آمریکا مهاجرت کرده و سرنوشتی موفق و برجسته برای خود رقم زده اند و به قول معروف «آرزوی آمریکایی» در مورد آنها محقق شده است.

در شرایطی که باراک اوباما قصد دارد قوانین و شرایط مهاجرت به آمریکا را به شکلی بنیادین اصلاح کند، مدافعان این طرح افرادی مانند آقای اولوکایا را نماد مهاجران موفقی می دانند که با نوآوری های اقتصادی به رونق بازار کار و تولید در جامعه آمریکا کمک کرده اند.




نوشته شدهسه‌شنبه 10 شهریور 1394 توسط babrdala

 ژیانم تاله چون چاره نوسم  مه تمانه دراوه

ده رکو مال ماشتن دو قولی گه سگ دراوه

مه رگی خوشه ویستان سه فی بو گیراوه

نه شه ممو نه هه ینی هه مو روژدان کراوه




نوشته شدهیکشنبه 01 شهریور 1394 توسط babrdala

 رضا نباتی

كارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی

كارشناس آموزش قرآن دفتر برنامه ریزی و تالیف كتب درسی

و از مولفین كتاب های درسی قرآن دوره ابتدایی

 انتظار این بود كه در سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مدیریت جهادی, درآمد حاصل از انصراف مردم از دریافت یارانه های نقدی به وضعیت معیشت معلمان وزارت آموزش و پرورش هم توجهمی شد. مشكل اصلی وضعیت معیشت معلمان نه مسئله اقتصادی بلكه یك معضل فرهنگی است. برای حل این مشكل امروز باید عزم ملی و مدیریت جهادی داشته باشیم كه فردا خیلی دیر است.

اگر فرهنگیان محترم امروز مانند هر روز دیگر صبوری می كنند و مطالبه ای از نظام ندارند, نه از روی جهل یا بی توجهی و یا عدم نیاز است؛ بلكه داشتن فهم و بصیرت والای ایشان و درك وضعیت حساس كشور از یك سو و حفظ كرامت و عزت نفس ایشان از سوی دیگر مانع بیان مسائل و مشكلات است. لطفاً مسئولان محترم این بزرگواری معلمان را پای چیز دیگری نگذارند؛.

مناسب آن بود كهپس از گذشت 35 سال از پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی حداقل دولت یازدهم دِین خود را به معلمان محترم آموزش و پرورش بپردازد. زیرا فرهنگیان حق بزرگی بر نظام دارند. همواره در طول انقلاب و میادین جبهه و جنگ, راهپیمایی ها, دوران سازندگی, برگزاری انتخابات متعدد و ... حرف اول و آخر را فرهنگیان زده اند و می زنند؛از این رو اگر امروزبه بهبود وضعیت معیشت معلمان توجه شود, قطعاً بركات آن در آینده بسیار نزدیك نصیب كل نظام و تداوم انقلاب خواهد شد.

روزی خواهد آمد كه متولیان نظام این نكته را با تمام وجود باور كنند كه اگر معلم دغدغه معیشت داشته باشد, وضعیت مملكت بهتر از این نخواهد شد. معلم نباید جز تعلیم و تربیت دانش آموزان دغدغه دیگری داشته باشد. این سخن شاید باعث تعجب, خنده و یا ناراحتی برخی خوانندگان ( ! ) را فراهم آورد, ولی در جوامع توسعه یافته این موضوع كاملاً حل شده, مرسوم و معمول است.

به عنوان مثال در كشور هندوستان بیش از 40 میلیون معلم مشغول تدریس هستند. یعنی حدود  40 برابر معلمان ایران؛ آیا می دانید وضعیت معیشت معلمان آن چگونه است؟ چند ساعت كار می كند؟ چند ساعت مطالعه دارد؟ و ... در این كشور یك معلم ابتدایی حدود 36 ساعت كار می كند. 20 ساعت تدرسی و بقیه مطالعه و پژوهش. از نظر معیشت نیز سه برابر یك كارمندعادی حقوق دریافت می كند و تمام وقت در خدمت آموزش و پرورش است و به جز كار معلمی اجازه شغل دیگری ندارد. اما به راستی چرا در كشور ما, معلمان و دبیران، راننده سرویس دانش آموزان همان مدرسه ای هستند كه در آن مشغول تدریس هستند ؟! آیا زیبنده  نظام اسلامی است كه معلمانش در ساعات خارج از مدرسه به رانندگی در آژانس ها می پردازند ؟!یا در كار ساخت و ساز و كاسبی هستند؟ چرا برخی معلمان بنا به ضرورت باید شب ها به عنوان دربان و اطلاعات درمانگاه های شبانه روزی تا صبح بیدار باشند و صبح هم به كلاس بروند ؟! آیا در طول یك سال,یك آموزگار و یا دبیر با این میزان دریافتی قدرت مسافرت خانوادگی به یك كشور خارجی را دارد ؟ آموزگاران و دبیران ما چقدر به روز هستند ؟ چقدر به دنبال كسب و كشف علوم و روش های آموزش آن به دانش آموزان هستند ؟ آیا با وضعیت فعلی معیشت معلمان می توان در عمل و نه روی كاغذ به تحقق اسناد تحولی امیدوار بود ؟تا كی ... ؟!

در نظامی كه داعیه دار فرامین قرآن كریم و سنت نبوی و سیره علوی است و تعلیم و تربیت در آن بزرگ ترین رسالت به شمار می رود, چرا باید وضعیت معیشت آن به گونه ای باشد كه حقوقیك سال یكآموزگار آن برابر با حقوق یك ماه آموزگاری در یكی از كشورهای به اصطلاح توسعه یافته باشد ؟كافی است از باب مقایسه نگاهی گذرا به میزان درآمد معلمان در كشورهای دیگر بیندازیم.

 

 



ادامه مطلب...

نوشته شدهسه‌شنبه 20 مرداد 1394 توسط babrdala
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران