
روزهایی را هم
برای خودت زندگی کن
برایِ خودت شاخه گلی بخر
گر شد با عزیزان بو کن
به دیدن خودت برو
جامه ای نو کن
اندیشه ای نو گیر
موسیقی مورد ِ علاقه ات را گوش بده
نه تنها گوش دادن آن را بچش
به گلدان تاقچه ی اتاقت آبی بده
با او همراهی کن لبی بزن
به آرامی روی تخت لمی بکش
دو بعد وجودت را از تخت نرم تر کن
به آدمها بی منت لبخندی بزن
تا شاید لحظه از وجودت باشد
بر سر کودکی دست نوازشی بکش
بر گونه اش بوسه ای جانانه بزن
سرت را رو به آسمان بگیر
و آرام زمزمه کن:
خدا جان دوستت دارم
برگرد به خانه
دوشی بگیر
برای خودت چای دم کن
در آینه نگاه کن
چشمکی بزن و بگو
سلام رفیق..!
حال تنهاییت چطور است؟!
مبادا خودت را از یاد ببری
+++++
هیچوقت نباید به اجبار خندید
گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد
تبسم بعداز گریه،
از رنگین کمان بعداز باران هم زیباتر است..
«جرعه ای محبت»