بابرده له
ورد بیرم...

 

روز پنجشنبه 16/11/1393  دکتر محمد مجدی، شخصیت برجسته مهابادی پس از یک دوره بیماری بر اثر کهولت سن، دار فانی را وداع گفت و پیکرش را در میان حزن و اندوه دانشگاهیان، فرهنگیان و مردم مهاباد در مقبرة الشعرای  مهاباد در جوار استاد هژار به خاک سپردیم.

   روزهایی را به یاد دارم که در سقز دبیر آموزش و پرورش  بودم و سال 1375 تازه فوق لیسانس گرفته بودم برای همکاری با دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد درخواست همکاری دادم و آقای دکتر مجدی که ریاست وقت دانشگاه را بر عهده داشتند با استقبال از  درخواستم، موافقت کرد و ارتباطم با دانشگاه مهاباد شروع شد. با آوازه­ای که ایشان داشتند برایم افتخار بود که در مجموعه­ای فعالیت کنم که ایشان رییسش باشند. نخستین بار که ایشان را دیدم در کنگره باشکوه مولوی کُرد بود که در سال 1371 در سقز برگزار شد که در آن جمع زیادی از دانشمندان و محققان سراسر کشور حضور داشتند.   دکتر مجدی سخنرانی­اش را با عنوان «پیام مهاباد» ارائه کرد و در سخنوری نیز استاد بود. ایشان در سطح کشور در میان استادان ادبیات فرد شناخته شده­ای بود.

   وی  پسر علامه ماموستا حسین مجدی بود که ماموستاهای زیادی در محضرش درس خواندند و در شهرها  و روستاهای مناطق کردنشین منشأ خدمات علمی و دینی شدند. شخص  دکتر نیز انسانی فرهیخته و عربی­دان بود که میراث  مکتب پدرش بود. ایشان سالها در کسوت معلمی و مدیریت دبیرستان در مهاباد خدمت کرده بود.  بعد از اخذ درجه دکترا در رشته زبان و ادبیات فارسی در سال 1353 به دانشگاه جُندی شاپوراهواز(شهید چمران کنونی) انتقال یافت و در سال 1359 بازنشست شد. بعد به کرج و دانشگاه آزاد کرج رفت و مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی شد. در سال 1365 دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد را بنیان گذاشت و مدت 16 سال ریاست آن دانشگاه را با عزت  بر عهده داشت و منشأ خدمات علمی، آموزشی و مدیریتی فراوانی برای توسعه منطقه شد.

   برای اهل علم احترام ویژه­ای قایل بود و هرجا استاد فاضلی سراغ داشت _ در تبریز، ارومیه، تهران  و غیره _ دعوتش می­کرد و به کارش می­گرفت. پس از چشیدن سرد و گرم روزگار و درک محضر استادان و بزرگان زیادی با کوله­باری از تجربه و با عزمی جزم و با دلسوزی زیاد برای تأسیس دانشگاه در زادگاهش، بازگشت. مهاباد در آن سالها هنوز از مشکلات فراوان ناامنی­های چند ساله، تازه کمر راست کرده بود تا تأسیس دانشگاه و محلی برای تحصیل جوانان در سطح آموزش عالی مرهمی بود برای مشکلات و فشارهای فراوان ناشی از چند سال جنگ و درگیری و ناامنی. در مناطق کردنشین هیچ دانشگاهی نداشتیم حتی در سنندج که مرکز استان بود تنها دانشکده­ای داشتیم که آن هم وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه بود. تأسیس دانشگاه توسط دکتر مجدی در توسعه فرهنگی این شهر و شهرهای اطراف بسیار اثرگذار بود و اگر  زمان و شرایط آن وقتها را در ذهن بیاوریم کاری بود کارستان. وی ابتدا دانشگاه را با چند رشته معدود  در ساختمان استیجاری هلال احمر راه انداخت و سپس در محله­ای در حاشیه شهر اقدام به احداث ساختمانی بزرگ کرد که در آن زمان در منطقه تک بود. با اهدای کتابخانه شخصی خود و پدر دانشمندش به دانشگاه، کتابخانه ایجاد کرد و افراد دیگری را هم تشویق به این کار کرد که  اینک کتابخانه نسبتا بزرگی در حدود یکصد و چهل هزار کتاب را داراست.

   دکتر به لحاظ مالی بسیار دقیق و وسواس بود. تیمی را هم که به کار گرفته بود که  با کمترین چشمداشت مادی کار می کردند و  بیشتر بازنشستگان شریف آموزش و پرورش بودند. برای جمع آوری اِعانات و کمکهای خیّرین تلاشهای فراوانی کرد. در بین اسناد فراوانی که از دانشگاه مهاباد در دست است رسیدهایی به چشم می خورد که افراد هزار ریال کمک کرده اند تا در برافراشتن دیوارهای دانشگاه سهمی داشته باشند. قرار است که کتابی حاوی تاریخچه احداث این دانشگاه به همت دکتر اردشیر صدرالدینی منتشر شود. براستی برای این مجموعه دلسوزی شد. اینک این دانشگاه پنجاه رشته در سطح کارشناسی ارشد دارد و چند رشته در سطح دکترا. هزاران نفر که بسیاری شان امروزه کارمند و معلم و استاد و منشأ خدمات در کشورند فارغ التحصیل این دانشگاه اند و صدها استاد بِنام در منطقه، در این مجموعه بالیدند و رشد کردند و صاحب نام و آوازه شدند.

این دانشگاه دهها کنگره و همایش ملی و منطقه ای برگزار کرده و دهها جلد کتاب علمی منتشر کرده است.

   مقبرة الشعرای مهاباد که مزار شخصیت­هایی چون هیمن، هژار، مارف آقایی، محمد قاضی، ملاغفور دباغی(حافظ مهابادی) و دیگران است، امروز پذیرای مهمان عزیز دیگری است. در چند روز اواخر عمر استاد، به خاطر تنگ نظری، چند نفر با دفن پیکر ایشان در مقبرة الشعرا مخالفت کرده بودند که باعث رنجشمان شد. با صحبتهایی که با فرماندار و مسؤولان شورای شهر کردیم خوشبختانه این مسأله حل شد. خدمات دکتر مجدی به مهاباد و اهل علم و جوانان، در جای خود، کمتر از خدمت آن استادان نیست.

  مراسم ترحیم  ایشان که توأم  با سخنرانی شخصیتهای دانشگاهی بود در روزهای جمعه و شنبه در مسجد مولوی مهاباد برگزار شد و با استقبال فراوان مردم روبه­رو گشت چرا که مردم قدردان تلاش افراد خدوم به جامعه­اند.

   دکتر مجدی دارای تألیفات و ترجمه هایی بود از جمله ترجمه زندگانی حضرت ابوبکر از عربی به فارسی نوشته حسین هیکل مصری، سفر به دیار مردان شجاع  نوشته آدام اشمیدث خبرنگار معروف آمریکایی نشریه تایمز از زبان عربی به فارسی.   ایشان علاوه بر اینکه اهل سرودن شعر بود به زبانهای عربی، ترکی و فرانسه نیز تسلط داشت. آثاری را که از وی دیده ام دارای نثر سلیس و روان و استادانه ای است. در این چند سال اخیر گهگاه با دوستان به دیدارش می رفتم و از نکته ها و خاطراتش بهره مندمان می ساخت و لابه لای سخنانش بذله هم بود؛ انسانی بسیار اجتماعی و مجلس آرا و اهل سخن. از اینکه در دوران خانه نشینی­اش کمتر بهش سر می­زنند مرتب گله داشت. همیشه خاطراتی بازگو می کرد از پدرش، از علما و شخصیت های بنام کردستان، از حضورش در محافل علمی و کارهایی که برای اعتلای دانشگاه کرده بود. کارمندانش نیز خاطرات جالب فراوانی از رفتار و سخنانش به یاد دارند. خداوند تلاشهای این بزرگ مرد را در کفه حسناتش بگذارد و روحش را بیامرزد.

 

 

 





نوشته شدهچهارشنبه 29 بهمن 1393 توسط babrdala
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران