بابرده له
ورد بیرم...
   قافیه


آموزش قافیه


«همه آنچه می خواستی درباره قافیه بدانی،اما هیچوقت جرات

نمی کردی بپرسی» آموزش قافیه برای شعر و ترانه ی فارسی

چندان دشوار نیست.

 

 اما اگر بحث علمی را کنار بگذاریم و کاربردی به آن نگاه کنـــیم

از این هم ساده تر می شود و در یک جلسه قابل یادگیری است

. بسیاری از دوستان و اساتیدم به این قوانین مسلط هســـــتند

اما پیشنهاد می کنم این مطلب را share کنند و لینک بدهــــــند

تا دوستان جوان و تازه کارتر هم بخوانند و استفاده کنند:

 

پیش فرض: تمام کلمات یکسان ِ بعد از قافیه که معنای یکســان

دارند جزء ردیف هستند. مثلا وقتی «درختش» و «تختش»را داریم

حرف «ش» در هر دو، حرف الحاقی و به معنای «او»بوده و معنای

یکسانی دارد. پس ردیف است وقافــــــــیه ها «درخت» و «تخت»

هستند.


نکته 1: آخرین حرف اصلی قافیه را «رَوی» می نامــــــند. پس در

درختش «ت» حرف روی است.

 

قانون کلی قافیه آخرین مصوت قافیه و تمام صامت های(حروف)

بعداز آن باید یکی باشند. در مثال «درَخت» و «تـَخت»آخــــرین

مصـــــوت،فتحه (-َ) است و حروف بعد ازآن «خ» و «ت» هستند

که یــــــــکیمی باشند.

 

حالت اول: اگر قافیه با مصوت بلند (به جز «ای»)تمام شـــود به

تنهایی

برای قافیه شدن کفایت می کند.مثال برای «ا»: دریا و صحرا و

تنهاو...مثال برای «او»:جارو و بانو و سوسو و...

 


حالت دوم: اگر قافیه با مصوت های کوتاه(فتحه و ضمه و کسره)

یامصوت بلند «ای» تمام شودبا آن مثل ردیف برخورد می کنیم

! یعنیحذفش کردهو بقیه ی کلمه باید قافیه باشد. مثلا «دایره»

و خاطره»که در واقع «دایر ِ» و «خاطر ِ» هستند. کسره را حذف

می کنـــیم و«دایر» و «خاطر» باید قافیه باشند.

 


نکته 2: کلماتی مثل «دایره»، «نامه»، «فاجعه»، «روزه» و...

در واقعبا کسره تمام شده اند و می شودآنها را به این شکل

نوشت: «دایر ِ»، «نام ِ»، «فاجع ِ»، «روز ِ»علت نوشتن کسره

به شــتکل «ه و ـه»آناست که درفارسی مامصوت های کوتاه

را نمی نویسیم و اگــــــرکسره یانتهایی این کلمات نوشته

نشود با کلمات مشــــابه «نام»،«روز» و...قابل اشتباه هستند.

اما چند استثناء هم وجود دارند که بعداز این کسره،صامت «ه»

واقعا وجود دارد. مثـل «دِه»، «زره»، «له کــردن»، «مه غلیظ»

و... که البته تعداد این کلمات مخصوصا درزبان امروز بسیار کم

است.

 


نکته 3: مصوت بلند «ای» چون کشیــــدگی کمتری نسبتبه

مصوت های بلند دیگر دارد و همچنین اکثر «ای»هادر انتهای

کلمهپسوند هستند معمولا از قوانین مصوت هایکوتاه پیروی

می کند.

 

حالت سوم: «مصوت کوتاه یا بلند»+ یک یا چند صامت(حرف):

مثال: «آدَم» و «غـَم» که «فتحه» و حرف هایپس از آن یعنی

«م»یکی هستند. یا «قند» و «آرزومند»کـــــــــــه «فتحه» و

حرف هایبعد ازآن یعنی «ن» و «د» یکی هستند. یا «بار»و

«دار» کـــــهمصوت بلند«ا» و حروف بعـــد از آنیعنی «ر»یکی

هستند.مثالبرای حرف رَویمتــــحرک: «بربری» و«برادری».

همانجورکه گفتیم«ی» و مصــــــــــــوت هایکوتاهانتهایی را

حـــــذف می کنیمیعنی می شود«بربَر» و «برادَر» کهدر آنها

«فتحه» وصامت های بـــعد از آن یعنی«ر»یکی هستند.

 

نکته 4: در قافیه ی جدید، شناسه ها یا علامت جمـــع رایکبار

می توان قافیه کرد. مثلا اگر قافیه «آتش» و «آرش» و... باشـد

می توانیکبار «دستش» (که دست+ش است) را قافیه کــــرد.

یا اگرقافیه«میدان» و «زندان» و... باشد می توان یکــــــــــــبار 

«گنجشکان» (که گنجشک+ان است) را قافیه کرد. مشخـــص

است که در غـیراینمورد، «علامات جمع»و «شناسه ها» جزء

ردیف هستند و مثلا«گنجشکان»و «درختان» با هم قافـــــــیه

نمی شوند!


نکته 5: کلماتی که یک شکل بوده اما معنی متفاوتیدارنـــــد

می توانندقافیه شوند هرچند امــــــــروزه این کلماتبسیار کم

شده اند: «مبارک باد»و «می وزد به بغضمتـــــــــرسک، باد»در

اینجا چون معــــنای «باد» در دومصرعمتفاوت است قافیهاست

(البته کلمه ی قبلی یعنی«مبارک» و«مترسک» همقافــــــیه

هستند و بهاین وضعیت،دو قافیه ای یا ذوقافیتینمی گویند)

 

نکته 6: کلمه ی «کوهی ست» با «راهی ست»قافیه نمی شود

چون«است» که ردیف استو «ای» هم که حذف می شود و باید

«راه و«کوه»قافیه شوند که درست است «ه» در آنها مشترکاست

اما چـونمصوتشان متفاوت است پس قافیه نیستند. امـــا استثنائا

کلماتی مـــثلچیست، نیست، کیست و...می توانندبا هم قافیه

شوند و اشـــکالیندارد.


نکته 7: کلماتی مثل «درو»، «نو» و... در واقـــع با ضمهتمام نشده

و با«ow»تمام می شوند پس می توانندبا هم قافیه شوند مـــــثل

غزل«مزرعسبز فلکدیدم و داس مه نو».اما امروزه کلماتی که ظاهر

مشابه دارنــداما در گذشته بااین کلمات قافیه نبودند را هم قافـــیه

می کنیم و مشکلیندارد مثل «تو» و «دست من و...» و...

 

نکته 8: اگر حروف قافیه از لحاظشنیداری یکی باشنداما نوشتار

متفاوت داشته باشندقافیه را «سماعی»می نامند. در گذشته

شاعران از این قوافی پرهیز می کرده انداما امروزهگاهی در حدّ

یک یا دو مورد در یک شعر از این قوافیاستفاده می شــودو مثلا

«قنوت» و «خطوط» را مرحوم«قیصر امین پور» قافیه کرده اســت.

در ترانه(به علت ویژگی شنیداری آن به کارگیری این قــــــوافی

اشکالیندارد.


نکته ی آخر: اگر حرف روی متحرک باشد(یعنی «مصوت کــــوتاه»

یا«ای» به آن متصل باشد)و آخرین مصوت قافیه، «مصــوت کوتاه»

باشداین مصوتکوتاه می تواند تغییر کند! اگــــــــــر به زبان ساده

و با مثالبخواهیم توضیح دهیم مثلا قبلا خوانـــــدیم که «بربری»و

«برادری» با همقافیه هستند، چون بعد از حذف«ای» مصـــــــوت

کوتاه فتحه یکی است و«ر» هم حروفرَوی بـــــــــوده و مشترک

است. اما چون این حرف روی(در اینجا «ر») متحـــــــــــرک است

مصوت کوتاه آخر قافیه(در اینجا «فـــتحه»یا –َ) می تــــتواند تغییر

کند و مثلادلخوری یا فرفِری هم می توانند قافیهمحســــــــــــوب

شوند.در مثالی دیگر «خنده» با «بَنده» قافیه است چــــــــــــون

کسره حذف شده و «خند» و «بند» دارای مصـوتکوتاهمشــترک

(«فتحه») و حروف یکسان «ن» و «د»هستند.اما چـــــون حروف

رَوییعنی «د» متحرک استپس می تواندمصوت کــوتاه (در اینجا

«فتحه»)تغییرکند و مثلا «زِنده» نیزبا این کلمات قافیه شود.                                                                                                                 «دکتر سید مهدی موسوی»

 





نوشته شدهچهارشنبه 07 اسفند 1392 توسط babrdala
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران