روزی مردی پارسا به منزل رسید .طبق عادت فرزندانش را خواست
تاان هارادراغوش بگیرد.اما موفق نشد بعد ازهمسرش خواست
غذابیاورد تا سرد نشود .بعدازغذا خوردن همسرش از وی پرسید
اگرعاشق شما هدیه ای به تو بدهد بعدان را بخواهد تا به وی
برگردانی ناراحت می شوی ؟ گفتندش : خیر .چون خوش عطاکرده
و خودش گرفته.پس دست وی گرفت و به طرف فرزندانش برد.
روپوش سفیدراازروی ان هابرداشت و گفت امروز ماشین هر دو ی
انها را زیرگرفته و درجاجان سپرده اند. دران لحظه شروع به گریه
و زاری کرد. همسرش گفت مگرهمین حالی نگفتی خودش عطا
کرده و خودشگرفته. پس همان گفته را ثکرار کرد.اری خودش
عطا کرده وخودش باز پس گرفته. خداوند مهربان ترین حامی
بندگان است.
"برای ان کس که ایمان دارد هیچ معجزه ای لازم نیست و
برای ان که ایمان ندارد هیچ معجزه ای کافی نیست."
( تنقلاتی برای روح : جی پی واسوانی،۱۲۷)